تبليغاتX
سید علی خامنه ای - گفتگو با یک دوست
رهبر فرزانه انقلاب اسلامی ایران

سلام به شما دوست عزیز امیدوارم که سلامت و خوش باشی
دوست عزیز می خواستم در مورد این رهبر به قول شما فرزانه امام خامنه ای کمی با هم بحث کنیم و با در مورد این جناب صحبت کنیم و از امشب من وبلاگ شما را دیدم و هر شب سر می زنم و سوالی می کنم تا جواب شما را بگیرم
اولا اینجانب ضد اسلام و دین هم نیستم و یک فرد مسلمان هستم و به مسلمان بودنم افتخار می کنم و اینکه شیعه هستم به خودم می بالم و همچنین این بنده روی سیاه گنه کار از نسل اما حسین هستم منظورم اینکه سید هستم
خواهشی که دارم اینکه منو با صحبتهای منطقی رازی کن
و به من بفهمان که اشتباه می کنم
دوست عزیز من این رهبر را قبول ندارم و حتی به شخص ایشان هیچ ارزشی نمی بینم که انسان دنباله رو حرفهای این جناب باشد
و هزاران دلیل دارم که ایشان صلاحیت رهبری جامعه اسلامی را ندارد
بعد از اعلام مناظره دلایلش را برایتان می گویم شب به شب من میام تو وبلاگ تا صحبت کنیم
اگر دوست داری ایدی یاهوات را بده تا در چت با هم بحث کنیم


( دوست دارم کز غم جانسوز عاشورا بمیرم )

یا علی
خداحافظ

مدیر وبلاگ:

با سلام و تشکر از لحن مودبانه شما
در پاسخ شما بخشی از بیانات رهبری را در دیدار دانشجویان که در وبلاگ هم وجود دارد میگذارم

اين برادر عزيزمان ميگويد «ضد ولايت فقيه» را معرفى كنيد. خوب، «ضد» معلوم است معنايش چيست؛ ضديت، يعنى پنجه در افكندن، دشمنى كردن؛ نه معتقد نبودن. اگر بنده به شما معتقد نباشم، ضد شما نيستم؛ ممكن است كسى معتقد به كسى نيست. البته اين ضد ولايت فقيه كه در كلمات هست، آيه‏ى مُنزل از آسمان نيست كه بگوئيم بايد حدود اين كلمه را درست معين كرد؛ به هر حال يك عرفى است. اعتراض به سياستهاى اصل 44، ضديت با ولايت فقيه نيست؛ اعتراض به نظرات خاص رهبرى، ضديت با رهبرى نيست. دشمنى، نبايد كرد. دو نفر طلبه كنار همديگر مى‏نشينند؛ خيلى هم با هم رفيقند، خيلى هم با هم باصفايند، همدرس هستند، مباحثه ميكنند، حرف همديگر را رد ميكنند؛ اين حرف او را رد ميكند، آن حرف اين را رد ميكند. ردكردن حرف، به معناى مخالفت كردن، به معناى ضديت كردن نيست؛

پس عقیده شخصی شما کاملا محترم است
در مورد سئوالاتتان نیز تا حد اطلاع در خدمت شما هستم و در همین محل پاسخ آنان را خواهم داد پیروز باشید

ببخشید مدیرمحترم وبلاگ و علی آقا... من هم یه نظری داشتم که اگه اجازه بدهید بگم:
اول خطاب به مدیر وبلاگ: علی آقا نگفت که ضد ولایت فقیه است بلکه گفت: این رهبر را قبول ندارد ... .
دوم خطاب به علی آقا: از نظر شما در حال حاضر چه کسی بیش از ایشان شایسته رهبری است؟
کشور ما الحمدالله رجال بزرگی دارد ... ولی شما به نظرت چه که بهتر از آقای خامنه ای می توانست رهبر باشه؟ انتخاب شما کیست؟


 

نویسنده: علی
یکشنبه 6 آبان1386 ساعت: 21:57
دوست عزیز سلام های نهایت گرم من تقدیم شما باد
امیدوارم این صحبتها موجب دوستی مان بشود

تشکر از استقبال گرمتان
( شیعه یعنی هفت وادی اضطراب شیعه یعنی تشنگی در شط آب )
یا علی


 

نویسنده: مدیر وبلاگ
دوشنبه 7 آبان1386 ساعت: 6:58
با سلام به کارآگاه معروف جنایی

بنده هم به عدم ضدیت علی آقا با ولایت فقیه واقف بودم و نقل قول فوق را به عنوان شاهد بر محترم بودن عقیده شخصی ایشان آوردم.
شخص رهبر نیز برای بی اعتقادان به خویش احترام قائل است
تنها به هر دلیلی ایشان را به عنوان رهبر قبول ندارد که جای بحث دارد و میتوان با
گفتگو به نتایج خوبی رسید


 

نویسنده: علی
دوشنبه 7 آبان1386 ساعت: 22:38
اقای همز عزیز به نظر من کسی صلاحیت دارد که به دنبال تمام منافع مسلمین بطور جدی باشد و شخصی باشد خدا ترس دلسوز و از همه مهم تر شخصی که زمامداری مسلمین را در دست دارد فردی باید باشد مظلوم دوست و شیعه دوست


 

نویسنده: علی
دوشنبه 7 آبان1386 ساعت: 22:47
مدیریت محترم و نازنین

شما برای من تمام اختیارات رهبری را بگوید
وظیفه رهبر را در قبال یک فرد شیعه دوازده امامی را بگوید
وظیفه رهبر در قبال خیانت های مسئولین را بگوید
وظیفه رهبر را در قبال حقوق انسان را بگوید
وظیفه رهبر را در قبال جنایتکار را بگوید
وظیفه رهبر را در قبال ناموس و عفت مسلمین بگوید
( خلاصه و بدون شعار دادن )

یک دنیا ممنونم که جوابم را میدی
خداوند بزرگ یاور و معین تان باد
یا علی


 

نویسنده: مدیر وبلاگ
سه شنبه 8 آبان1386 ساعت: 9:41
سلام حاج علی آقا
اختیارات کامل رهبری در اصل 110 قانون اساسی آمده که حتما خوانده اید اما به نظز من مهمترین وظیفه رهبری خارج کردن امور مملکت از بن بست در مواقع خطیری است که اختلاف آرا و سلیقه های گوناگون تصمیم گیری را دشوار و غیر ممکن می سازد در این مواقع رهبری باید با جمع بندی همه جوانب تصمیمی را بگیرد که به صلاح کشور و مردم باشد و پاسخگوی همه تبعات ان در آینده باشد مانند تصمیم امام به پایان یافتن جنگ و قبول مسئولیت آن از جانب شخص امام . یا قبول تعلیق داوطلبانه فعالیتهای هسته ای در شرایطی که همه دنیا آماده یک اجماع کلی بر علیه ایران بود فرصت لازم بود تا اعتماد جهانی را به اقدامات خویش جلب نماییم و برای مدتی از اصرار بر نظر خود دست برداریم در آن مقطع رهبری نیز به این نتیجه رسید و بر آن صحه گذاشت و اگر این تایید رهبری نبود دولت آقای خاتمی به انواع خیانتها و عقب نشینی از حق مردم متهم میشد و...
اما وظیفه رهبر در قبال همه ملت ایران اعم از شیعه و سنی و... وناموس و عفت همه مردم اعم از مسلمان و دیگر ادیان رسمی کشور یکسان است و آن عبارت از نظارت بر حسن خدمت دستگاههای اجرایی و مسئول در خدمت به مردم و حراست از منافع آنان است پس شخص رهبر یک نفر است و برای تحقق رهنمودهایش نیاز
به بازوان توانمند در قوای سه گانه دارد حال اگر آنها به وظایف خود به خوبی عمل نکنند تکلیف چیست آیا باید رهبری تمام وقت خود را صرف پرداختن به انجام وظیفه مسئولان یا عزل و نصب پیاپی آنها نماید تا باعث هدر رفتن بیش از پیش ثروتهای کشور شود اگر مسئولی در یک گوشه این کشور خدا را ناظر بر اعمال خود نداند و در انجام وظایفش سستی کند آیا باید رهبری را مقصر دانست ؟ به راستی چند درصد از مسئولین از بالاترین رده ها تا کارمندان عادی به واقع رهنمودهای رهبری را مد نظر قرار میدهند از من می پرسی میگویم کمتر از ده درصد است .


 

نویسنده: مدیر وبلاگ
سه شنبه 8 آبان1386 ساعت: 9:43
با هر که حرف میزنی
از مشکلات اقتصادی و مسکن و اشتغال جوانان و... صحبت می کند و اصلا قبول نداریم که خود ما باید برای حل این مشکلات کمک کنیم و منتظرند تا همه وعده ها به سرعت محقق شود و به امید و انتظار آینده از توجه به فرصت گرانبهای اکنون غافل ایم و تا میتوانیم با این بهانه از کارمان کم میگذاریم یا اصلا آن را وا می نهیم
رهبری با این اندیشه حاکم بر اکثر ما چه کند قدرت یک فرد بیشتر است یا نیروی یک ملت ؟
اما در مورد خیانتهای مسئولین
واضح است اگر مسئولین طراز اول و زیر نظر شخص رهبری باشند به مجرد احراز خیانت یا حتی اهمال باید برکنار شوند اما در رده های بعدی وظیفه مسئولین بالا دستی است که آنها را برکنار نمایند
حال با توجه به این مطالب آیا از بی توجهی رهبری به وظایف خود مصداق روشنی را سراغ دارید ؟
از طولانی شدن حرفهایم معذرت می خواهم و آماده شنیدن نظرات شما هستم


 

نویسنده: علی
سه شنبه 8 آبان1386 ساعت: 23:57
با سلام به شما دوست عزیز و گرامی
دوست عزیز از نوشته های شما می توان این طور فهمید که وظیفه رهبر فقط در دقیقه نود است وبه کمک داور چهارم بیشتر شبیه است / ولی در حقیقت این خلاف گفته ها است .چون رهبر را ولی فقیه و نایب بر حق امام زمان و ولی امر مسلمین می نامند . ایا این وظیفه رهبر را که شما گفتید بر خلاف این مقام سترک نمی بینید؟ / دوست عزیز من با اصل انقلاب مقدس مخالفت نمی کنم بلکه در پا برجا ماندن نظام اسلامی حتی حاضرم از هیچ چیز دریغ نکنم / من اصل نظام اسلامی و خمینی کبیر را دوست دارم و معتقد بر این هستم که سیاست و دین مکمل هم و جدا ناشدنی است/ بنده شیعه هستم و عاشق بت شکن تاریخ دوران حضرت امام خمینی هستم / بنده افتخار این را دارم که نزدیک ترین عضو خانواده ام از سالهای بسیار دور مفتخر این بوده که در بیت حضرت امام زندگی کند. و به همین دلیل من داستانها و مطالب نهایت جالب شنیدم که تا بحال هیچ کس در هیچ جا نه خوانده و نه دیده و نه شنیده. بلکه این سعادت نصیب من شده که امام و بیت محترم و بزرگوار ایشان را نسبت به بقیه مردم بیشتر بشناسم و با تمام وجود این خانواده را درک کنم / از موضوع خارج نشوم/ دوست گرامی در رابطه با وظایف مقام رهبری نکته های خیلی خیلی ظریفی وجود دارد که اگردرست و عقلائی فکر کنیم متوجه می شویم که شخص محترم رهبر در قبال مسلمین و یک نظام صدرصد اسلامی کوتاهی و قصور داشته است/ دوست عزیز من مثل کسانی نیستم که حرفهای چرت بزنم مثلا افرادی احمق و نادان مثل شتر نشخوار می کنند و می گویند خمینی و جمهوری اسلامی برای ما چه کرده ! باید در جواب چنین حرفهای بی خردانه باید جوابی مثل خودشان داد / و جواب من به انها اینست که اگر خمینی کاری هم برای شما نکرده باشد (( شلوار که تن زن و دخترهایتان کرده ایا این کار بدی است؟!!)))


 

نویسنده: علی
سه شنبه 8 آبان1386 ساعت: 23:58
2222
من دنبالی حرفهای منطقی هستم و سوالاتم از روی و قایع بوده / و بنده اصل وریشه نظام را دوست دارم و اگر علاقه ام به رهبر اگر از شما بیشتر نبوده کمتر هم نبوده ولی در حال حاضر من به رهبر دلسرد شدم و عقیده دارم که اگر شخص دیگری می بود که شیعه واقعی علی از هر لحاظ باشد بهتر است /چرا رهبر نتواند بر مسئولین نظارت داشته باشد و حتی نتواند گوشزد کند و مستقیم وارد عمل بشود / حدیثی از امام صادق (ع) هست که می فرماید وظیفه چوپان اینست که مواظب گله باشد و از انها به نحو احسن نگهداری کند و فرمودند وای بر زمانی که گرگ را چوپان گله کنند / منظورم مسئولین است / مسئولین بی کفایت و بی ارزش چرا در نظام کار کند و اگر رهبری نتواند جلوی اینها را بگیر پس چرا خود را ولی امر مسلمین نایب امام زمان و فقیه می داند ایا با وجود این همه فساد ایا رهبری زیر سوال نمی رود که چرا بی کفایت هستید// مثلا چرا در جامعه اسلامی و کشور امام زمان بیشترین زنای با محارم را دارد و چرا در جهان در اعدام اول است و چرا مردم روزی های خود را از یکدیگر دزدی می کند و چرا دختران جوان در کشور های همسایه تن فروشی می کند که در زندان هرات افغانستان 40 دختر ایرانی به جرم فراری بودن و تن فروشی دستگیر شده و معلوم نیست چه تعداد دیگر ازاد به روسپیگری مشغولند در تمام دنیا چرا در کشور اسلامی زندانها پر است چرا دزدی قتل طلاق زیاد است چرا جوانها معتاد شده و چرا با مهاجرین شیعه افغانی رفتار زشت و بدور از انسانیت می کنند ( در مورد مهاجرین و مواد مخدر در اینده مفصل بحث می کنیم ) و چرا بی عفتی و بی حجابی زیاد است و هزاران هزار موارد دیگر که هر کدام ساعت ها طول می کشد تا صحبت کنیم / شما الان می گوید که اینها به رهبر ربطی ندارد و مسئولین می دانند و کارشان/// من هم این را قبول دارم که مسئولین افراد بی کفایتی هستند و یکی شان هم احمدی نژاد است در رابطه با این موجود به نام بشر مطلبی را می گویم و اگر خاندی و تو فکر نرفتی بدان که اوج بدبختی و فاجعه ای به نام ااحمدی نژاد را نشناختی// من با مسیحیان شهرم رابطه


 

نویسنده: علی
سه شنبه 8 آبان1386 ساعت: 23:59
333333
تنگاتنگی بر قرار کردم و به قولی درون اینها رخنه کردم تا تحقیقاتم در مورد این فرقه منحرف و گمراه بیشتر بشود تا بهترین سایت را در رابطه با مسیحیت گمراه درست کنم که کاملترین سایت بشود/ و با بزرگواران و استاتید بزرگی در قم در این رابطه در ارتباط هستم/ / گفتم اوج بدختی را از اینجا متوجه بشوید که تمام مسیحیان ایران دعا می کنند که در دور دوم انتخابات باز هم احمدی نژاد باز هم رئیس جهور شود /تعجب کردم و گفتم چرا؟؟ گفتند که اگر دوباره رئیس جمهور شود اسلام زود تر نابود می شود (( این گفته خیلی مهم است نازنین ببین چی پشت پرده است که چه بوده که چنین بشه ))) ادامه مطلب اینکه با وجود بی کفایتی مسئولین باز هم رهبر اسلامی نایب امام زمان ولی امر و فقیه کاری نمی کند در قبال کارهای نا پسند مسئولین/// نایب امام زمان باید بی توجه باشد ؟ نایب امام زمان نباید به فکر خلق باشد و کوهنوردی و سخنرانی هائی کند که به گفته شما رهنمود هائی بکند و مسئولین عمل نکند ایا این استدلال شما تیشه به ریشه رهبری نیست ؟ مسئولینی که به رهنمود ها گوش ندهد و رهبر هم هی تکرار تکرار و تکرار آیا این رهنمود هائی که می کنند ایا قدر و ارزشی دارد؟؟؟؟؟؟؟به خدا قسم نه/// ایا مسئولین نالایق است یا رهنمود ها آبکی / در هر دو مورد هر دو مقصر است// رهبر محترم می تواند با اختیاراتی که در دست


 

نویسنده: علی
سه شنبه 8 آبان1386 ساعت: 23:59
444444444
دارند در رفع این مشکلات بلند شوند و جامعه را رو به بهبود کامل اگر نگوییم نسبی می رساند و اگر نمی تواند چرا نایب امام زمان ولی امر و فقیه می نامید بخدا چرا؟////گفتید که خودمان هم باید در تحقق ارزشهای اسلامی و اقتصادی و ... کوشا باشیم من هم صدرصد با این حرف شما موافقم ولی متاسفانه به فرموده امام صادق (ع) چوپان های مان خودشان گرگ است جالب اینجاست زمانی که مسئول بی کفایت را گیر می اندازد نامش را هم به زبان نمی اورند فقط مخفف اسمشان را می گوید تا خدای نکرده ابروش نرود مثلا خانم ت ع اقای د ق اقای گ ق در حالی که در جامعه اسلامی هستیم ولی در چین و اسیا مسئول خائن را اعدام می کند تا درس عبرت شود و یا محکوم شود ولی متاسفانه....باز هم تاکید می کنم قدرت رهبری زیاد است شما به اصل قانون و اختیارات رهبری نگاه بکنی و نکنی باز هم قدرت دارد دارد دارد

پس چرا؟ چرا ؟ چرا؟
یک دنیا معذرت می خواهم با این نوشته های جسته و گریخته ام سرتان را به درد اوردم- بازم یک جهان تشکر می کنم
امیدوارم موجب ناراحتی شما نشده باشم با این نوشته ها
خم شدم خار از پاکشم/محمل نهان شد از نظر
یک لحظه غافل گشتم/ صد ساله راهم دور شد


 

نویسنده: مدیر وبلاگ
چهارشنبه 9 آبان1386 ساعت: 7:31
سلام و شب به خیر
ابتدا پیشنهاد می کنم از این به بعد اگر موافق باشید تنها درباره یک موضوع صحبت شود تا از از پراکنده گویی جلوگیری کرده و بعد از نتیجه گیری در یک موضوع سراغ دیگر موارد رویم . ابتدا برداشت شما از نوشته من تخفیف نقش رهبری تا حد داور چهارم بازی بوده که قطعا چنین معنایی در نوشته من وجود داشته که شما از آن برداشت نموده اید اما توضیح کوتاهی دهم و آن اینکه حرف من این بود که مهمترین وظیفه رهبری در این مواقع خطیر مشخص میشود نه اینکه بنشیند تا همه چیز خراب شود و بعد وارد مرحله عمل گردد .
اما هر دو به یک نقطه مشترک رسیده ایم و آن بی کفایتی مسئولین در خدمت به مردم و عمل نکردن به رهنمود های رهبر است حال مقصر کیست ؟
یک سال دیگر انقلاب ما 30 ساله میشود و اگر دوران جنگ را از آن کم کنیم قزیب 20 سال از تصمیم کشور برای بازسازی و پیشرفت میگذرد 5 رئیس جمهور و دولت را بر سر کار آورده ایم و به 4 مجلس رای داده ایم و حاصل فعالیت آنها اوضاع کنونی با همه خوب و بد آن است . دستاوردهای زیادی در زمینه علمی اقتصادی و سیاسی داشته ایم و صد البته کاستیهایی که در پی عدم تدبیر صحیح بوجود آمده و رشد کرده اند به نظر شما مقصر کیست ؟ بحران مسکن امروز به راحتی چند سال قبل قابل پیش بینی و مهار بود اما به یاد داریم حرف داغ جامعه از خرداد 76 به مدت چند سال چه بود و همه ما یکه تاز میدان آزادی بیان و اصلاحاتی شده بودیم که شخص آقای خاتمی از تعیین چارچوب این واژه برای نزدیکترین اشخاص به خود نیز ناتوان بود
و هر کس به ویژه جوانان از ظن خود یار این کاروان میشد .
یک سئوال دارمّ. به فرض که رهبری شرایط امروز جامعه را می دید و مشکلات آن را پیش بینی می کرد و وارد عمل میشد و به جوانانی که امروز دانشگاه را پشت سر نهاده و اکنون خود را نیازمند کار و مسکن و ازدواج می بینند و آن روز فریاد اصلاحات اصلاحات سر میدادند فرمان تعطیلی این شعارها و به فکر امروز بودن را می داد به دیکتاتوری و دخالت بیهوده در امور متهم نمی شد امروز که بیهودگی بسیاری از آن
هیاهوهای برای هیچ را متوجه شده ایم انصاف داریم که قبول کنیم آن زمان بدون تعقل بازیچه سیاسی بعضی شدیم و سالهایی را گذراندیم که نه خود به جایی رسیدیم و نه دولتی که ادعای فراوان داشت ؟


 

نویسنده: مدیر وبلاگ
چهارشنبه 9 آبان1386 ساعت: 8:4
اصلاحات امر مبارک و محبوبی است اما آن زمان ناخواسته معنای براندازی و هرج و مرج گرفت و هر چه آقای خاتمی سعی در مهار آن داشت سودی نبخشید تا جایی که شخص رهبر وارد میدان شد و علنا جلو تندرویهایی از قبیل مطبوعات مهار گسیخته
که امام را تا حد پناهنده به دولت فرانسه تحقیر نمودند مقتدرانه گرفت و با حکم حکومتی به مجلس مانع تصویب قانونی به نام مطبوعات شد که همه را با حرف های
توخالی ظاهر فریب سرگرم میکرد و هیچ .آن روز را به یاد دارم که همان نمایندگان منتخب ما در مجلس راس امور قصد چه کاری داشتند و رهبر هم متهم به قدرت گرایی شد اما قضاوت امروز چیست ؟
و بسیار اقدامات دیگر که در آن شرایط طوفانی بعد از دوم خرداد باعث آرامش جامعه و گذر از بحران گردید هر چند فرصتها و منابع بسیار گرانبهایی از دست رفت نباید گمان کرد دولت آقای خاتمی که باز هم میگویم خود در تفهیم حدود اصلاحات ناتوان بود سکاندار آنروز جامعه بود بلکه رهبری بر حفظ آرمانها و خط امام پای فشرد و جلو بسیاری کج رویها را گرفت و خیلی از نالایقان مناصب نیز در پی این ایستادگی ناچار به کناره گیری شدند .
پس منصف باشیم و رهبر را نشسته در گوشه ای و ناظر بی اختیار امور ننگریم که هر جا لازم بوده علنا در صحنه حاضر شده و از دفاع حقوق مردم کوتاهی نکرده است .


 

نویسنده: مدیر وبلاگ
چهارشنبه 9 آبان1386 ساعت: 8:5
اما برکناری یک مسئول نالایق وظیفه کیست ؟ اگر یک وزیر و مجموعه زیر دست او نالایق است آیا نبایدمجلس به این امر رسیدگی کند و اگر مجلس با کمیسیونهای متفاوتی که دارد به این نتیجه برسد که او بر سر کار بماند رد نظر کارشناسی آن کار درستی نیست .حداقل مجلس امروز با عدم رای اعتماد به چندین وزیر پیشنهادی رئیس جمهور نشان داده از تایید چشم بسته وزرا بدور است و تا کسی را لایق نداند به کابینه نمی فرستد
آیا میتوان توقع داشت رهبری دوره بیفتد و هر که را شخصا نالایق دانست از کار برکنار کند ؟ قطعا گزارشاتی از ناکارآمدی مسئولان به رهبر هم گزارش میشود و دستور بررسی داده میشود و اگر به واقع فردی ناکارآمد باشد کنار گذاشته می شود تنها به ترمیم کابینه دولت کنونی از ابتدا تا کنون توجه کنید که چند وزیر عوض شده اند پس با کسی تعارف وجود ندارد اما....
کمبود افراد صالح لایق متعهد کارآمد امری است واقعی که بر هیچ کس پوشیده نیست و بندگان مخلص که فقط به فکر خدمت به مردم باشند اندک و اندک تر میشوند
اکنون از شما میخواهم فقط در این باره یعنی عدم توانایی مسئولین و نحوه برکناری آنها صحبت کنیم تا وظیفه رهبری در این باره روشن شود


 

نویسنده: محمد
چهارشنبه 9 آبان1386 ساعت: 14:42
فکر کنم رئیس جمهور از بحث داغ شما ترسیده که طرح مقابله با مسئولین ضعیف و ناکارآمد را امروز اعلام کرد
خدا کند نتیجه دهد


 

نویسنده: مهران
چهارشنبه 9 آبان1386 ساعت: 15:20
سلام علی آقا
گفتن و گفتن و گفتن و نشنیدن و نشنیدن و نشنیدن اتفاق تازه ای نیست
از صدر اسلام تا کنون رخ داده و خواهد داد
به نظرت در ظهر عاشورا عیب از امام حسین بود که هر چه می گفت به گوش سپاه عمر سعد نمی رفت یا از کوفیان


 

نویسنده: شرلوک هلمز
چهارشنبه 9 آبان1386 ساعت: 18:2
بحث خیلی جالبی شده... من که خیلی دلم می خواهد بدانم آخرش نتیجه چی می شود.

در مورد عزل و نصب ها با سخن مدیر وبلاگ موافقم...
اما از طرف دیگه به نظرم بایستی محکم تر برخورد شود... درست است که عزل و نصب ها به عهده مجلس و رئیس جمهور و یا وزرا’ هست...
اما اگر رهبری در مواردی با قاطعیت برخورد کنند طبعا مجلس یا رئیس جمهور هم بیشتر دقت کرده و انتخاب و عزل و نصب ها بهتر صورت می گیرد.

ممنون از هر دو دوست عزیز (علی آقا و مدیر وبلاگ)


 

نویسنده: شرلوک هلمز
چهارشنبه 9 آبان1386 ساعت: 18:54
دو تا مطلب یادم رفت که بگم:

1. علی جان در مورد احمدی نژاد اون نظری که تو داری من باهاش کاملا موافقم... به نظر بنده حقیر ... احمدی نژاد خیلی بهتر از هاشمی و خاتمی پایبند به اصول و ارزش های دینی و انقلابی است

2. من علی الرغم علاقه شدیدی که به رهبری دارم و لی یه انتقاد را در مورد ایشان قبول دارم... ایشان اقتداری مانند امام خمینی ندارند


 

نویسنده: علی
چهارشنبه 9 آبان1386 ساعت: 23:6
سلام به همه عزیزان
مدیریت محترم وبلاگ / تمام مطالب من خلاصه شد درنوشته ی آقای شرلوک هلمز نازنین / تمام هم و غم من همین است که چرارهبری که دارای چنین القاب سترگ ومقدسی هست از خودشان قاطعیت نشان نمی دهند و با قاطعیت درامور جامعه مسلمین دست به کار نمی شوند
به فرموده ی بت شکن تاریخ حضرت امام خمینی . مسئولی که از درد مردم خبر بشود و کاری نکند خائن است و اگر مسئولی از درد مردم خبر نشده باشد و کاری هم نکرده باشد باز هم خائن است چون وظیفه اول مسئول دانستن درد مردم است
/ دوست عزیز پس چرا قاطعیت نیست چرا قاطعیت نیست؟
دست محترم رهبردر تمام جا ها باز است و اگر کاری بخواهد انجام بدهدمیتواند...
آیا القاب یک حرف تشریفاتی و تفننی است که به هر کس بگویم /امام/ولی فقیه/ نایب بر حق امام زمان/ ولی امر مسلمین جهان / ؟
پس چرا قاطعیت بیشتر نیست

با تشکر از شرلوک هلمز نازنین و مهران عزیز و مدیریت گرامی


 

نویسنده: مدیر وبلاگ
پنجشنبه 10 آبان1386 ساعت: 6:0
از کارآگاه نابغه ای چون آقای هلمز غیر از این هم توقعی نیست که همه بحثهای مفصل ما را در یک جمله خلاصه کند
اما علی آقای عزیز
یک سئوال دارم آیا شما در محدوده کاری خود و اطرافتان آنقدر افراد لایق متعهد و صالح می بینید که همین امروز رهبری راسا اقدام به نصب آنها به جای بالا دستیهایشان کند ؟
من در طول 5 سال در سازمان خود 3 مدیر کل دیده ام و هر کدام آمده حسرت دوران قبلی را باقی گذاشته است همینگونه مدیران پایین تر از او را.
مدیر و معاون مخلص لایق وارداتی که نمیتوانیم داشته باشیم .
همین امروز دو وزیر دیگر برای ترمیم کابینه به مجلس میروند تا رای اعتماد بگیرند و اگر
ناکارآمد باشند مانند افراد قبلی کنارخواهند رفت در این آمد و رفت احتمالی و واقع شده قبلی تقصیر رهبری چیست ؟
پیامبر اسلام در آخرین روزهای عمر اسامه 19 ساله را به فرماندهی سپاه اسلام
منصوب فرمود و به همه صحابه و مهاجرین و انصار فرمان پیوستن به سپاه او را داد
وفرمان داد از مدینه خارج شوند و به او بپیوندند . شما بهتر می دانید با پیمبر خدا چه رفتاری شد .ایشان را متهم به هذیان گویی کردند و حتی ایشان را از نوشتن مطلبی برای هدایت خود بازداشتند و گفتند کتاب خدا و سنت پیامبر مارابس است یعنی رسول اعظم زنده و حاضر را رها کردن و وعده عمل به سنت ایشان پس از رحلت دادند . آیا بر پیامبر و قاطعیت پیامبر اسلام ایرادی وارد است ؟ بزرگتر از لقب خاتم النبیین بزرگتر هست و آیا پیامبر از آنچه پس از او بر امتش میرفت بی خبر بود و نمی توانست با اقداماتی جلو واقع شدن آنها را بگیرد ؟ چنین قراری نیست که امتی را با زور شمشیر به بهشت رهنمون گردید که بی ارزش خواهد بود .

اما درباره نقل قولی که از امام (ره)نموده اید از روی انصاف بگوییدآیا رهبری امروز از درد مردم بی خبر و در رفع آنها بی تفاوت است پس تنها برای افزودن بر هیمه آتش جهنم بر سر کار مانده است؟ شما حاضرید چنین اقدامی با هر بهای دنیوی بنمایید ؟
شب آرامی داشته باشید


 

نویسنده: مهران
پنجشنبه 10 آبان1386 ساعت: 6:14
سلام آقای هلمز امیدوارم همچنان در یافتن عاملان قتل موفق باشید
دراینکه رهبری اقتداری مانند امام خمینی ندارد نمیتوان انتقادی به ایشان وارد دانست . توانایی افراد صد البته متفاوت است و در طول تاریخ نمیتوان به دو فرد حاکم با توانایی یکسان برخورد کرد . نه تنها رهبری که هیچ کس دیگری نمی تواند نقش امام را برای ما ایفا کند . پس اینکه رهبر جانشین امام است به معنای داشتن همه توانایی های او نیست و از شخص رهبر تا هر کس دیگر بر این نکته واقف است
مهم پا نهادن در راه امام و تلاش برای تحقق آرمانهای آن مرد الهی است
اما معنای این قاطعیت در صحبت شما و علی آقا چیست ؟ یعنی هر شب از اخبار بشنویم که رهبری فلان وزیر را برکنار یا فلان قاضی را منصوب نمودند ؟
یا چیز دیگر ؟ یک مطلب را هم بدانیم که بی خبری ما از بعضی اتفاقات به معنای عدم وجود و رخداد آن ها نیست رهبری هم نظارت و اعمال نظرهایی می کند که لازم نیست همه با خبر شوند


 

نویسنده: سیروس
پنجشنبه 10 آبان1386 ساعت: 6:16
در خاطرات آقای لاریجانی خواندم وقتی رهبر تصمیم به تعویض رئیس صدا و سیما گرفته اند حتی چند ماه هم به آقای محمد هاشمی فرصت نداده اند و به وساطت هیچ کس تغییر رئیس صدا و سیما را به تاخیر نیانداخته اند این قاطعیت نیست ؟


 

نویسنده: رویا
پنجشنبه 10 آبان1386 ساعت: 6:23
سلام علی آقا
از شما که خود را نزدیک به امام و هوادار او می دانید بعید است در دفاع از عملکرد
امام به جمله ای مانند شلوار به تن زنان و دخترانتان کرده متوسل شوید همین معنی را در جمله های زیباتری میتوانید بیان کنید :
امام گوهر زیبایی و زینتهای نوامیستان را در پناه حجاب برای شما حفظ کرد .
کدام زیباتر و اثرش بیشتر است
اصلا مگر شلوار را به تن میکنند ؟
دفاع بد از یک شخص گاهی زیانبارتر از هجمه است
هر وقت احساس کردید حتی اندکی عصبانی و خشمگین هستید بدانید هر چه کنید و بگویید از القائات شیطان خواهد بود
 
نویسنده: محمد
پنجشنبه 10 آبان1386 ساعت: 7:44
علی آقا سلام
احمدی نژاد با شعار عدالت و مهر ورزی و نوکری مردم بر سر کار آمد همه می دانیم و دیدیم که ساده ریست بود و درد کشیده و دور از تجملات اگر از او کاری بر نیاید دیگر به چه کسی میتوان اعتماد و اطمینان داشت
اگر ما هنوز یک نفر لایق را برای ریاست جمهوری پیدا نکرده ایم چه توقعی برای یافتن در مناصب وزارت و وکالت و ... داریم ؟
به کدام جناح باید رو کنیم که پس از مدتی از فروکش کردن احساسات پشیمان نشویم و احساس فریب خوردن نکنیم ؟

نویسنده: شرلوک هلمز
پنجشنبه 10 آبان1386 ساعت: 7:59
ای بابا... دوستان چرا به بنده حقیر تکه می اندازند؟!!!
اجازه بدهید موضع خودم را روشن کنم:

1. من آقای خامنه ای را کاملا قبولش دارم و در حال حاضر هم هیچ کس را شایسته تر از ایشان برای رهبری نمی بینم

2. جون من فدای رهبرم... اگر شیفته اش نبودم که از اولین روز اغاز به کار این وبلاگ نمی اومدم ... و از این وبلاگ یا وبلاگ های دیگه در مورد ایشان مطلب بگیرم

3. در مورد عزل و نصب ها هم گفتم که من با صحبت های مدیر و بلاگ بیشتر موافقم

4. در ضمن لینک آقا سیروس هم دیدم و خواندم و کلی به اطلاعاتم اضافه شد (یه بار دیگه از ایشان تشکر می کنم)

5. من فقط یه چیز گفتم و آن هم اقتدار بود... من نگفتم آقای خامنه ای مثل امام خمینی باشند... بلکه منظورم این است که در برخی موارد می شد با قاطعیت بیشتر عمل کرد ...نمی دانم شاید هم شرایط این گونه اقتضا می کند که ایشان در برخی موارد کمی متفاوت عمل کنند (مانند زمان امام حسن و امام حسین علیه السلام)..... بگذریم... من کماکان تو جبهه رهبری هستم! و کماکان منتظر معلوم شدن آخر بحث...

6. راستی این نکته هم جالبه که 4 کامنت آخر (قبل از کامنت من) از ساعت 6 صبح تا 6:23 بوده... دوستان علاقه مند (مثل من!!!) می توانند در این زمینه تحلیل کنند!

نویسنده: مدیر وبلاگ
پنجشنبه 10 آبان1386 ساعت: 15:21
آفرین کارآگاه
خوب فهمیدی البته از شما انتظاری جز این نبود
این حضرات همکاران من هستند که از من شیفته تر در بحث های داغ داغ داغ اند

نویسنده: علی
پنجشنبه 10 آبان1386 ساعت: 23:12
با سلام به همه عزیزان بهتر از جانم
مدیریت گرامی آیا به نظر شما تنها رهبر محترم در این جهان آفریده شده برای رهبری اجتماع مسلیمن ؟ ایا در بین چندین میلیون شیعه تنها شخص ایشان لایق است ؟
////// و مدیریت محترم وبلاگ به نظر من رهبر معظم در داشتن وظیفه خود کوشا بوده و هست ولی متاسفانه در این باره شخص محترم رهبر قصور داشته که این قصور از طرف معظم له غیر قابل قبول است که در این باره هم بحث می کنیم مفصل ////////

در جواب رویا همشیره عزیزم بگویم شما از نوشته بنده حقیر بد برداشت کردید و متوجه نوشته من نشدید / اولا من این گفته را خطاب به افراد احمق و نادانی گفتم که از جمهوری اسلامی انتقاد الکی می کنند و من گفتم جواب ناخردان را باید مثل خودشان داد و این جواب دادن من به انها صرف نشان دادن و جواب دادن به ابلهی شان بوده / ثانیا بنده حقیر منظور بد دهنی نداشتم بلکه با این لفظ سعی داشتم دلم خنک بشه و به مخالفین انقلاب اسلامی جوابی دندان شکن بدهم و هیچ منظور و یا مقصدی دیگر نداشتم متاسفانه یا خوش بختانه من فردی هستم که هر چیزی که در دلم دارم در دهانم جاریست و دو رو نیستم و این مطلبی را هم که گفته بودم صرف به خاطر اینکه در جمع دوستان و برای مزاح این چنین تعبیری را آوردم و دوستان مرا ببخشند اگر خطائی از من سر زده است یک جهان عذر می خواهم و از همشیره عزیزم تقاضای بخشش دارم امید است عذر من را بپزیرید

نویسنده: علی
جمعه 11 آبان1386 ساعت: 0:6
( 1 )
سلام دوباره به عزیزان
مدیریت محترم وبلاگ و مهران عزیز / شما را به خدا قسم شما رهبر را با امام حسین (ع)مقابسه می کنید ؟
شما رهبر را با پیامبر (ص) مقایسه می کنید ؟
ایا رهبر همانند علی(ع) معصوم است ؟
ایا رهبر ایمانش دینش فهمش درکش همانند علی مظلوم است؟
ایا رهبر را می توان در مقایسه با پیامبر حسین و علی در مثال ها اورد؟
و هزاران تا آیای دیگر..........
من سالها به این فکر می کردم که چرا علی را مظلوم می گوید مگر نگرفتن خلافت مظلومیت است بله حق علی را خوردن و خانه نشین کردن ولی مظلومیت علی را الان با چشم سر می بینیم نازنینان اشتباه نکنید علی کجا رهبر کجا / مظلومیت علی در اینجاست وقتی که ما شیعه علی هستیم و هیچ چیزمان به شیعه بودن نمی خورد بخدا قسم از همین کشور اسلامی اماربگیرید که چقدر شیعه واقعی علی داریم / ربا خواران را جدا کنید / دروغ گویان را جدا کنید / زنا کاران را جدا کنید / چشم چرانها را جدا کنید / مال حرام خوران را جدا کنید و هزاران هزار چیز دیگر /// بخدا قسم ایا در کف این اجتماع چیزی می ماند ؟ همه مان از کارهایمان با خبر هستیم و می دانیم شیعه علی نیستیم برویم و مطالعه کنیم و ببینیم ایا شیعه واقعی علی هستیم متاسفانه همه مان رو سیاه در مقابل علی هستیم . علی فرموده اگر شما امت از باطن همدیگر خبر می داشتید بخدا قسم هم دیگر را پس از مردن دفن نمی کردید

نویسنده: علی
جمعه 11 آبان1386 ساعت: 0:9
( 2 )
عزیزان شما را به مظلومیت علی شما را به حیای علی شما را به دلسوزی علی قسم می دهم نام علی را بد نکنید بخدا قسم علی راما شیعه نماها مظلوم کردیم علی را ما شیعیان سست ایمان مظلوم کردیم و با نام و مقام علی آبروی علی را ریختیم / شما را به عزیز ترین کسی که دوست دارید قسم می دهم در مثال هایتان دیگر از امام حسین و امام علی و ائمه استفاده نکنید علی مظلوم است بیشتر از این علی را مظلومتر نکنیم / و خدا لعنت کند ابن تیمه و محمد بن عبدالوهاب را که کوشش کردند که نام علی را بد کنند و تا حدودی در این کار کثیف موفق شده اند شما را بخدا قسم دیگر بس است سعی کنیم شیعه علی باشیم سعی کنیم با رفتارمان شیعه علی بودن را به دیگران بفهمانیم نه اینکه برای خوب بودن کارهایمان از علی استفاده کنیم
در این رابطه نظرتان را به این مطلب جلب می کنم که اقای جنتی بزرگوار در چند هفته پیش در نماز جمعه برای توجیه کردن اعدامهای اوباش . چنین گفتند که اگر علی زنده بود بیشتر می کشت ! !!!!!!!!! شما را بخدا قسم ایا اقای جنتی از علی مهربان تر شده؟! و یا علی انتقام جو تر ؟؟؟؟؟؟؟/ چرا ؟ ایا علی این طور فرد است علی که همسرش را جلوی دیدگانش شلاق زد هیچ نگفت علی که خانه نشین اش کردن علی که درد دل با چاه می کرد وووو.... آیا جنتی با گفتن چنین حرفی علی را ناراحت نکرده ؟ بخدا قسم علی را مظلومتر نکنید /ما شیعه می گویم خودمان را ولی هیچ چیزما به علی نمی ماند . مطالب زیاد هست سر شما نازنینان را به درد اوردم عذر می خواهم

نویسنده: علی
جمعه 11 آبان1386 ساعت: 0:36
( 3 )
_______________________________________________
مدیر وبلاگ : از روی انصاف بگوییدآیا رهبری امروز از درد مردم بی خبر و در رفع آنها بی تفاوت است
________________________________________________
در رابطه به سوال مدیر محترم و گرامی وبلاگ بنده بحث مفصلی در مورد بی تفاوتی شخص محترم رهبر در رابطه با مهاجرین بخت برگشته افغانی دارم
____________________________________________________

نویسنده: مدیر وبلاگ
جمعه 11 آبان1386 ساعت: 7:57
سلام بر علی آقا شبانگاهتان بخیر
پس در یک مورد به توافق رسیدیم که در کشور مرد مردستان عمل کم داریم .
اگر غربال جامعه را حتی نه به آن شدتی که شما گفته اید انجام دهیم افراد صالح متخصص لایق که به محض گرفتن مقام شیفته قدرت نشده و تشنه خدمت باقی بمانند بسیار کم است تازه اگر یک صالح را بیابیم مجموعه زیر دست او همان افراد قبل اند حالا چه کنیم آیا راهی جز آزمون و خطا و گماردن و برکناری باقی می ماند ؟
یعنی روند کنونی که در حال انجام است .
اما در مورد مقایسه رهبر با ائمه اطهار که اشتباهی در برداشت رخ داده است
از زبان خود رهبر شنیده ام که ما کجا و خاک کف پای قنبر غلام علی (ع) کجا.
ما رهبر را حتی قابل مقایسه با امام خمینی نمی دانیم چه رسد به پیامبر (ص)و ائمه معصوم (ع).
صحبت تنها این بود علی آقا خواهش می کنم دقت کنید :
اطاعت نکردن امت از پیشوای خود حتی در زمان پیامبر و امامان معصوم علیهم السلام وجود داشته و این نافرمانی نشانه ضعف حاکمان نبوده و نیست .
خواهش میکنم یکبار دیگر این را بخوانید
کجا معنی مقایسه فرد را می دهد ؟شرایط مشابه حاکم بر جوامع را بیان می کند
که تا قومی حالش را تغییر ندهد خداوند حال آن را تغییر نخواهد داد
بفرمایید این را قبول دارید یا نه؟

نویسنده: مدیر وبلاگ
جمعه 11 آبان1386 ساعت: 8:41
اما در مورد سئوال اول شما
باید در این نقطه اشتراک نظر داشته باشیم که مسئولیت رهبری توسط مجلس خبرگان به نمایندگی از مردم بر دوش سید علی خامنه ای قرار گرفته و علیرغم مخالفت شدید ایشان این امرتکلیف شده است و لطفی هم شامل حال ایشان نکرده اند بلکه مقامی را به او سپرده اند که از هر دقیقه اش سختترین محاسبات را خداوند متعال خواهد کشید البته به میزان توانایی و حسن انجام وظیفه فرد.
تشخیص لیاقت فرد برای رهبری و بقا در این مقام نیز به عهده همان مجلس خبرگان است که باید بپذیریم از جهت اطلاع از امور بسیار عالم تر از ما هستند .
اگر این را قبول ندارید باید ساز و کار تعیین رهبری را شما ارائه دهید .یکبار دیگر سئوالات بی پاسخ قبل را تکرار می کنم آیا در اطراف خود افراد لایق که تنها برای مدیریت کل یک سازمان از جمیع جهات شایسته باشند و از غربالگری شما عبور می کنند می بینید که هنگام قدرت کمترین لغزشی نداشته باشد تا بعد به گزینش فردی برای رهبری بپردازیم ؟ ابتدا سخن از میلیونها شیعه می گویید و بعد معتقدید از این جمع شیعه واقعی چیزی باقی نمانده است که من هم به این امر معتقدم .

علاج این درد هم معلوم است : خدا را ناظر بر اعمال دانستن و طلب مدد الهی در
خدمت به خلق .
خواهش می کنم پاسخ سئوالات مرا بدهید همانگونه که من به سئوالات شما پاسخ
روشن می دهم :
از سید علی خامنه ای زاهد تر بسیارند از او شجاع تر بیشمارند از او عالم تر فراوانند
از او سیاستمدارتر افزونند اما در هیچ کدام زهد و سیاست همراه با شجاعت و آگاهی و تدبیر امور به انداره او جمع نیست .
اگر شما می شناسید این فرد را چگونه بیابیم و آیا او حاضر به پذیرش این مسئولیت خطیر و تضمین دادن انجام وظیفه بهتر از رهبر کنونی هست ؟

نویسنده: علی
شنبه 12 آبان1386 ساعت: 0:24
امام صادق از اميرالمؤمنين عليه السلام نقل مى‏فرمايد: عمق حكمت بوسيله عقل و عمق عقل به وسيله حكمت بيرون آيد، حسن تدبير وسيله ادب شايسته است؛ و نيز مى‏فرمود تفكر و تعقل مايه زندگى دل شخص با بصيرت است چنانكه رونده در تاريكى كه بوسيله نور گام بردارد به خوبى رهايى يابد و اندكى در راه درنگ كند

از کتاب نفیس اصول کافی
 
نویسنده: علی
دوشنبه 14 آبان1386 ساعت: 0:1
( 1 )
سلام به همه نازنینان
مدیر محترم وبلاگ شما روی این جمله از خود حساسیت بیشتری نشان می دهید که جایگزین من به جای معظم له چه کسی است و من هر کسی را بگویم شما او را رد می کنید و من هم مجبور می شوم که قبول کنم که رهبر فقط سید علی سرور هم فقط سید علی!!!!!! ولی متاسفانه من در جواب سوال شما از شما سوالی می کنم و جواب سوال شما در همین سوال من است !
شما فقط ایشان را شایسته و بایسته می دانید و حتی هیچ کس دیگری را هم قبول ندارید و اقرار هم به این گفته کردید که تمام خوبی ها فقط در اینجاب است و هر کسی کامل نیست و فقط سید علی اقا خامنه ای از اسمان پایین امده تا رهبر بشود

سوال اینجاست / مرگ حق است و سید علی خامنه ای دام برکاته 68 سال سن دارند به خوبی متوجه می شویم وقت برای ایشان کم است و اندک زمانی بیشتر ایشان زنده نیستند!
پس زمانی که داس مرگ خرمن حیات ایشان را درو کرد و ایشان از دنیا رحلت کردند


پس با توجه به گفته های خودتان شما دوستداران و فدائیان مجنونوار رهبر
باید پس از رحلت معظم له
شما ها باید سر به کوه و بیابان بگذارید و از کوهی به کوهی دیگر در فرار باشید و دیگر به خود حق این را نمی دهید وارد نظام اسلامی بشوید
به خاطر اینکه تنها فرد صالح تان دیگر نیست
و نظام بدون چنین شخصی که فقط و فقط در جهان یکی بوده و دیگر هم نمی اید
پس به تعبیر گفته های شما نظام اسلامی به پایان می رسد
و دیگر اجتماع و نظام اسلامی به معیار و ارزشهای اسلامی نمی رسد

نویسنده: علی
دوشنبه 14 آبان1386 ساعت: 0:4
( 2 )
و دیگر زندگی در چنین نظامی بدون ایشان معنی ندارد و شما ها فدائیان رهبر باید در کوه ها و دشت ها بسر ببرید تا قیامت بشود
مدیریت گرامی این مطالب نظر به گفته های شما بوده که رهبر فقط سید علی و دیگر کسی صلاحیت رهبر بودن را ندارد/ و ایشان نباشد دنیا به اخر نمی رسد ولی برای شما به اخر می رسد چون دیگر کسی را قبول ندارید
و تنها آلترناتیو من این است که می گویم اسلام صاحب دارد و صاحبش اسلام عزیز را حفظ می کند و این در طول تاریخ ثابت شده که علمای بزرگ به این جهان امدند و رفتند خداوند برای دین اش در هر دوره ذخیره ای دارد که حضرت امام خمینی (ره) یکی از این لطاف و ذخایر بوده.

و مطلب جالب دیگری هم اقای تیجانی در آمریکا گفته که یازده سپتامر با هدف بد نامی اسلام اغاز شد ولی به لطف خداوند با عزیز شدن اسلام خاتمه یافت و ایشان فرمودند که پس از یازده سپتامر 20000 هزار نفر مسلمان شدن و حتی بوش و بلر مشتاق به خاندن قران برای اولین بار شدند که در خانه هر کدامشان ترجمه قران به زبان انگلیسی هم اکنون وجود دارد

نویسنده: علی
دوشنبه 14 آبان1386 ساعت: 0:6
( 3 )
و تاکید می کنم صاحب اسلام خدا و سفیرش حضرت مهدی است
و نیازی به وکیل و وصی در حال حاضر ندارد
و حضرت علی فرموده حجت خدا بر شما پیامبر است و حجت پیامبر بر شما عقل است
بیائید عقلهایمان را به کار بیندازیم و پیروی سید علی خامنه ای بزرگوار هم باشیم ولی
ولی
وای این پیروی دیوانه وار نباشد بلکه در جا هائی که معظم له قصور داشتند بی تعصب بگویم
_________________________________________
انتقاد سازنده و انتقادپذیر موفق است
_________________________________________
نظر شما در رابطه با این چه که گفتم چیست؟
________________________________________

و اینکه در رابطه با نبود رهبر مطالبی را که گفتم قبول دارید ؟
و شما بعد از ایشان حق انتخاب رهبر دیگری را ندارید ؟
و اگر هم حقی می بینید چه کسی را بعد از ایشان قبول می کنید که رهبر بشود
خواهشن نگویید شورای خبرگان پیدا می کند فرد مورد نظر را
بله من هم قبول دارم شورا خودش یکی را پیدا می کند
ولی نظر به حساسیت شما رهبر کنونی فقط یکی است و اونهم الهی است
بدور از انتخاب شورا کسی را معرفی کن و اگر استدلال به صلاحیت شورا بکنی پس نتیجه این می شود که گفته های شما در رابطه با رهبر کنونی پشیزی ارزش ندارد؟؟؟؟

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++
و منظور من در رابطه با نبود فرد صالح در این اجتماع اسلامی من و شما هستیم
و در حقیقت علما و فضلای بزرگوار دیگری هم هست که انها هم ذخیره های خداوند برای دین اش است

نویسنده: مدیر وبلاگ
دوشنبه 14 آبان1386 ساعت: 14:52
سلام و شب بخیر علی آقا
سبحان الله چرا اینقدر دچار سوتفاهم میشود عزیز من
درست است که حقیر سید علی را شایسته ترین فرد برای رهبری می دانم و برای آن
هم دلیل دارم که یکی از آنها تجربه ارزشمند ایشان در اداره کشور و صحنه سیاست است که از این لحاظ از معدود افراد گرداننده امور می باشد
و هیچکس از آسمان برای هیچ مسئولیتی نازل نشده و حتی پیامبران الهی مدتها در میان جوامع خویش زیسته اند وشایستگی آنها پس از اثبات آنها را به مراتب والا رسانده است امید که برداشت شما از این حرف مقایسه رهبر کنونی با پیامبران نباشد تنها پاسخ سئوال شما درباره نزول از آسمان رهبر است
اما نزدیکی مرگ به همه ما امری واضح است و اگر همه ما اجل خود را مشاهده می کردیم که چه شتابان و بی رحم به ما نزدیک میشود آن وقت باید از کوهی به کوهی دیگر بگریزیم .اما نمی دانم از کجای حرفهای ما برداشت گریختن به کوه پس از رحلت رهبر نموده اید مگر پس از درگذشت پیامبر مسلمانان سر به کوه گذاشتند که ما بعد از درگذشت خاک پای رسول الله چنین کنیم میمانیم و زندگی مان را می کنیم و به آنچه قانون برای ما تکلیف دانسته عمل میکنیم و بعد از سید علی اگر فرد یا شورایی برای رهبری تشکیل گردید موضع ما در قبال آن همین عمل کنونی است همان که بعد از رحلت امام خمینی انجام شد .
اما بحث ما درباره حیات رهبر و صلاحیت اوست نه اتفاقات پس از مرگ .
اما درباره وکیل و وصی امام زمان بودن رهبر .این را دیگر از کجا آورده اید و چه کسی گفته نمی دانم
خوشبختانه امام خمینی را قبول دارید و می دانید مبتکر ولایت فقیه ایشان بوده و هیچ
ربطی به وکالت امام زمان (عج) بودن ندارد و دلایل خود را دارد

نویسنده: مدیر وبلاگ
دوشنبه 14 آبان1386 ساعت: 15:21
ولی درباره پیروی دیوانه وار از رهبری سید علی که هر منصفی سخنان مرا بخواند با شما مخالف است زیرا اگر چنین بود حتی حاضر به گفتگو درباره شایستگی رهبر و مباحثه نبودم معنی شیدایی این است نه گفتگویی چنین مفصل و روشن و حتی قبول بعضی نظرات شما
و البته که با انتقاد سازنده و نقد منصفانه هر کسی موافقم که تنها یک نفر در روی کره زمین معصوم است و آن امام عصر ارواحنا فداه است و بس
درباره دوران بعد از رهبری هم که گفتم و شنیدید که صد البته وظیفه را بر دوش مجلس خبرگان می دانم که آنها از جمیع جهات اعلم تر از من هستند همان گونه که رهبر کنونی منتخب آنها از جانب ملت است
آری رهبر کنونی از میان شایستگان به نظر من و بسیاری شایسته تر است اما چه کسی گفته الهی است ؟ باز هم دچار سو تفاهم شدید ؟ خوشبختانه متن مباحث کامل ما موجود است
اما چرا استدلال به رای مجلس خبرگان اظهارات مرا درباره رهبری بی ارزش میکند؟
پذیرفتن رهبری ایشان از جانب من و ملت به حکم خبرگان بوده و ابقای ایشان هم
در گرو قبولی عملکرد ایشان از دید خبرگان و اکثریت ملت است
ودرباره آخرین بند سخنان شما : من هم منظور شما را فهمیدم که نبود افراد صالح من و شما هستیم و فضلای بزرگ بسیاری هستند اما به من بگویید به فرض رهبری آنها با این فقدان صالحان چه می کنند ؟
و یک سئوال دیگر: افراد فاضل که به عقیده من هم بسیارند اگر خود را شایسته رهبری امت می دانند آیا نباید خود را به ملت بشناسانند و در معرض انتخاب خبرگان ملت قرار دهند ؟ با زهم می پرسم کجایند این شایستگانی که شما معتقد به وجودشان هستید و از صحنه به دور مانده اند ؟
خواهش میکنم از بحث خارج نشوید ما درباره شایستگی رهبر در حال حیات سخن می گوییم اما شما می پرسید اگر او شایسته ترین است بعد از وفاتش چه می کنید؟
و بعد میگویید از حاکمیت خروج و سر به کوهستان لیان شانپو می گذارید ؟
پس این سئوال را از هر کسی در زمان حیات امام هم می شد پرسید که بعد از امام چه کنیم
 
نویسنده: علی
سه شنبه 15 آبان1386 ساعت: 0:40
سلام به همه عزیزان و مدیریت گرامی
من دچار سوئ تفاهم نشدم بلکه نسبت به رفتار و کار های شما این عقیده را دارم
مدیریت گرامی از تعصب شما هر کس می تواند بفهمد که دیوانه وار پیرو معظم له هستید
مدیریت گرامی شما خیلی زیرکانه دارید منو دور می زنید و باز به حرف من استناد می کنید و قبول هم نداری
شما می گوید تمام خوبی ها فقط در رهبر است ولی می گوید که پس از انتخاب شورا باز هم ما دیوانه وار رهبر بعدی را می پرستیم
اگر شما فقط ایشان را قبول دارید پس چرا بقیه را هم قبول می کنید؟
بحث کردن من در رابطه با رحلت ایشان واضح است و نیازی به توضیح نیست
من هم می گویم که رهبر بعدی را حمایت کنیم البته اگر کار امد بود فدایش هم بشویم ولی اگر نبود انتقاد بکنیم وحمایتش کنیم و رهبر باید انتقاد را بپذیر چون وظیفه اش است

نویسنده: علی
سه شنبه 15 آبان1386 ساعت: 0:41
اگر شما رهبر بعدی را هم قبول کنید پس نشان می دهد که تعریف کردن رهبر کنونی الکی و تفننی بوده
و شما فقط پیرو ایشان باشید و بعد از رحلت بجای لیان شامپیو باید به جزیره جیجو تبعید بشوید . /مزاح/
دوست عزیز شما هم می خواهید خر را داشته باشید و هم خرمارا
شما چطور ایشان را صالح می دانید و بعد از ایشان رهبر بعدی را کورکورانه قبول می کنید
ایا این القاب که به رهبر می دهید برای تفریح است ؟
که بعد از رهبر کنونی باز هم رهبر جدید را حلوا حلوا کنید؟
اگر رهبر بعدی را قبول داری و حاضری فدائی اش بشوی پس حرف منو قبول کردی
من گفتم افراد دیگری هم می اید و فقط ایشان نیست خواه بعدی مثل اولی باشد و یا سومی مثل اول و دوم

نویسنده: علی
سه شنبه 15 آبان1386 ساعت: 0:42
تمام مطلب من این است گردونه روزگار می چرخد و افراد گوناگونی می اید و باید پیروی و انتقاد بشود
من این حرف معظم له را قبول دارم که انسجام باید باشد و در مواقع حساس باید با ایشان باشیم و در مواردی که قصور و اقتدار نبود باید انتقاد کنیم
( حمایت من از ایشان در مواقع نیاز /در نوشته هایم که با مسیحیان ضد انقلاب کردم هست ان شالله به امید خدا در سایتم می گذارم)

ولی شما ها عزیزان با تعصب واقعا تخریب کننده به دنبال ایشان هستید و من گفتم که عقل را قاضی کنیم نه کلاه را

نویسنده: علی
سه شنبه 15 آبان1386 ساعت: 0:43
در انجیل کتاب گمراهان تاریخ مطلبی جالبی است که می نویسم خدا کند که استفاده کنیم
خداوند در انجیل پیروان عیسی را گوسفند خطاب می کند
من که درست تحقیق کردم و در دشت ها گوسفندان رادیدم تازه متوجه این تشبیه مردم ان زمان که خداوند گفته شدم
گله گوسفند عادتی دارند که وقتی انها در یک مکان ایستاده هستند هیچ کدامشان تکان نمی خورد و به مجرد اینکه گوسفندی حرکت کند تمام گوسفندان به دنبال هم حرکت می کند و مسیحیت کنونی هم اینچنین است و به خود حق تحقیق در مورد اسلام را نمی دهم
و بنده حقیر به این نتیجه رسیدم که گوسفند نباشم و به بقیه دوستان توصیه می کنم گوسفند وار به دنبال چیزی نباشیم بلکه دنبال اسلام و عقل باشیم که در مورد عقل تاکید زیاد شده که عقل را به کار بندیم /برای اطلاع بیشتر به اصول کافی جلد اول صفحه اول بروید که احادیث با عقل شروع می شود
و در قران امده حرف ها رو بشنو و خوبش را انتخاب کن

نویسنده: علی
سه شنبه 15 آبان1386 ساعت: 0:44
مدیریت محترم و گرامی و دوستان نازنین
من دوباره تکرار می کنم که من دشمن رهبر نیستم و پیرو نظاهم هستم ولی می گویم رهبر معصوم نیست و باید کارهای ایشان تجزیه و تحلیل شود تا کارها بهتر انجام گیرد و تمام مطلب من اینست که رهبر را خیلی بزرگ نکنیم و پیرو ایشان باشیم ولی نه مجنونوار بلکه با انتقاد های سازنده

بازم مطمئن هستم که بعضی دوستداران مست تعصب به من اتهام چیزهای بی ربط را می دهند که ایشان اصولگرا چپی و راستی بالائی پائینی است

ولی من عضو هیچ گروه و ...... نیستم بلکه می گویم من مثل بقیه گوسفند ها نیستم

بخدا نمی دانم چی بنویس تا متعصبین حرفم را قبول کنند که من ضد رهبر نیستم و فقط از ایشان انتقاد کردم ولی شما ها چشمتان را بسته به دنبال تعصب خود می روید
ایا انتقاد از رهبری بد است؟؟؟؟؟
لطفا شایستگی های رهبر را برایم بگوید؟
اگر ملاک سابقه باشد! بهتراست از فیدل کاسترو دعوت به رهبری نظام کنیم؟

نویسنده: علی
سه شنبه 15 آبان1386 ساعت: 1:1
مدیریت گرامی وبلاگ ////و یک سئوال دیگر: افراد فاضل که به عقیده من هم بسیارند اگر خود را شایسته رهبری امت می دانند آیا نباید خود را به ملت بشناسانند و در معرض انتخاب خبرگان ملت قرار دهند ؟ با زهم می پرسم کجایند این شایستگانی که شما معتقد به وجودشان هستید و از صحنه به دور مانده اند؟
________________________________________________
دوست عزیز در رابطه با این سوال شما بشما بگویم
متاسفانه تعصب مثل خوره دارد شما را می خورد/عذر می خواهم/

من کجا گفتم که باید رهبر را بگذاریم کنار و رهبر دیگری بیاوریم؟
کجا من گفتم رهبر را عوض کنیم؟
کجا گفتم رهبر را بندازیم دور و یک خوبش را بیاوریم؟

و می گوید کجایند ؟ مگر این یکی کجا بوده؟از کجا امده؟ کی بوده؟ که چنین شده؟

و می گوید چه کسی هست رهبر شایسته شما؟/ اگر شاخ و دم می داشت زودتر پیدا می کردم!!

مدیریت محترم خیلی بچه گانه دوباره این سوال را تکرار کردی
من تمام صحبتام اینست که رهبر قصور داشته و باید انتقاد کرد و این قصور خیانت به نظام اسلامی است
_________________

می ترسم از زمانی که مثل منصور حکمت کمونیست / فرقه حکمتیسم / و مثل مارکس/ مارکیسم/ و مثل بها بهائیت( و در اینده خامنیست به وجود بیاید

لطفا با منطق جواب بدهید و نه با تعصب پوشالی

با تشکر از شما دوست عزیز و گرامی
خداوند بزرگ یاور و معین تان باد

نویسنده: مدیر وبلاگ
سه شنبه 15 آبان1386 ساعت: 8:15
با سلام و شب بخیر به علی آقای گل
باز هم صحبت از تعصب کور ما کرده اید . دقت کنید حرفهای قبلی ما همه ثبت و حاضر است من به راحتی از معصوم نبودن رهبر سخن گفته ام از انتقاد پذیری او حرف زده ام حتی از مرگ رهبر گفته اید و پذیرفته ام بدون آنکه اندکی برآشوبم با این حال
شما بار می فرمایید شما متعصب دیوانه وار هستید ؟
اینکه معتقد به شایستگی این فرد به رهبری هستیم معنای تعصب و دیوانگی است ؟
باز گفته اید که همه خوبی ها را در رهبر می دانید که اصلا چنین حرفی نیست چون
همه خوبی ها در انسان کامل است و نه ما و نه خود رهبر معتقد به این نیست .
تنها معتقدیم شرایط لازم برای رهبری یعنی فقاهت شجاعت دیانت و تدبیر در ایشان
وجود دارد وبس این یعنی تمام خوبیها؟
باز صحبت از پرستش رهبر منتخب خبرگان توسط ما نموده اید . سبحان الله اگر پذیرفتن رهبری یک فرد یا یک شورا معنی پرستش دهد . این پایبندی به قانون اساسی است که راه همه را مشخص کرده و مکلف به پایبندی آن هستیم . باز حرف
خود را تکرار کرده اید :
××××××××
اگر شما رهبر بعدی را هم قبول کنید پس نشان می دهد که تعریف کردن رهبر کنونی الکی و تفننی بوده
×××××××××
یعنی شخص شما ما را دعوت به تعصب می کنید ؟که بر رهبری یک نفر آنهم فقید پای بفشاریم ؟
خواهش می کنم در حرفهایتان کمی بیاندیشید . با این حساب شما نیز به رهبری هر کس معتقد باشید رهبری امام خمینی را تفننی قبول کرده اید چون پس از رحلت ایشان به دیگری رو نموده اید ؟
یک بار دیگر جمله خود را بخوانید و هر چه برداشت می کنید بفرمایید .
جزیره جیحو دیگر کجای دنیاست ؟کی حوصله رفتن به آنجا را دارد ؟
باز صحبت از پیروی کورکورانه از رهبر بعدی فرموده اید . آیا قبول کردن رای مجلس خبرگان را پیروی کورکورانه میدانید ؟البته این قبول کردن در ابتدا است و نحوه عملکرد آن شخص یا شورا مشخص کننده موضع ما و دیگران خواهد بود .
این که دیگر تعصب نیست ؟ اگر خوب عمل کردند چاکرشان هم هستیم و اگر نه هیچ
اصراری بر ادامه کارشان نیست و کناررفتن شان لازم است .
پس حلوا حلوا کردنی در کار نیست و این از بدیهیات است .
پس رهبر بعدی مورد قبول ماست تا زمانیکه عملکرد رضایت بخشی داشته باشد .

نویسنده: مدیر وبلاگ
سه شنبه 15 آبان1386 ساعت: 8:48
اما در ادامه صحبتهایتان ما را دچار سر درگمی کرده اید
این جملات خود را مرور کنید :

من کجا گفتم که باید رهبر را بگذاریم کنار و رهبر دیگری بیاوریم؟
کجا من گفتم رهبر را عوض کنیم؟
کجا گفتم رهبر را بندازیم دور و یک خوبش را بیاوریم؟

معنای این سخنان آیا این است که شایستگی را قبول دارید و تنها منتقد بعضی عملکردهایید یا معنی دیگری می دهد ؟
باب انتقاد منصفانه از همه باز باز است و اصلا جای بحث ندارد .
اما مومن به راستی پاسخ سئوال من که چه کسی شایسته رهبری است همین پاسخ شماست ؟
که اگر شاخ و دم داشت پیدا میکردم . خواننده این مطلب درباره این پاسخ چه قضاوتی می کند ؟
آیا پاسخهای من هم به سئوالات شما این گونه است ؟
پرسیده اید این رهبر کی بوده و از کجا آمده و پاسخ من سابقه روشن او در قریب 30 سال حضور در مسئولیتهای رده بالای سیاسی کشور است . از عضویت در شورای انقلاب تا نمایندگی امام در شورای دفاع و دوران ریاست جمهوری تا کنون .
و شما بهتر می دانید میدان سیاست جایی نیست که با مدارک تحصیلی دانشگاهی بتوان از عهده آن برآمد تجربه و تدبیر می خواهد همراه با تقوا .
بدون توجه به صحبت من که به روشنی گفته ام تنها یکی از دلایل من سابقه ایشان است
حالا درست است صحبت از رهبری کاسترو نماییم ؟و سابقه یک فرد را در امور مختلف
جامعه اسلامی با رهبری کاسترو مقایسه کنیم ؟
البته که سابقه کاسترو قابل احترام است اما برای ملت و کشور خود و بس
آیا باید اصل سابقه و تجربه را با این مقایسه ها زیر سوال برد ؟

در پایان گفته اید که :
من تمام صحبتام اینست که رهبر قصور داشته و باید انتقاد کرد و این قصور خیانت به نظام اسلامی است

باید قصور ها مشخص شود و بعد درباره خیانت بودن آنها قضاوت گردد
حالا باید انتقادات خود را بفرمایید .
اما یک نکته : شما که نگران اتهام زدن دیگران به خود هستید حساب کرده اید در صحبتهای خود چقدر اتهام به اینجانب وارد نموده اید ؟
از فدائیان مجنونوار رهبر تا پیروان کورکورانه او و متعصبان پوشالی .
در صحبتهای من کوچکترین اتهام و توهینی مشاهده می کنید ؟
حالا باید بفرمایید طبق سخنان خود آیا فقط از عملکرد رهبر انتقاد دارید یا به کلی او را شایسته رهبری نمی دانید ؟

نویسنده: مهران
سه شنبه 15 آبان1386 ساعت: 11:53
سلام علی آقا
شاید شما بهتر بدانید که امام خمینی همان هنگام برکناری آیت الله منتظری از جانشینی خویش در جمع مسئولین طراز اول شخص آقای خامنه ای را لایق این مقام
دانستند و در همان جلسه به تقاضای آقای خامنه ای نقل این مطلب را تا زمان حیات امام بر حاضرین حرام نمودند و این را آقای هاشمی صراحتا در خطبه های نماز جمعه تهران بیان کردند این جمله امام هم معروف است که
یک نفر را مثل آقاى خامنه ‌ای پیدا کنید که متعهد به اسلام باشد و خدمتگزار و بناى قلبى اش بر این باشد که به این ملت خدمت کند پیدا نمى کنـید، ایشان را من سال هاى طولانى مى شناسم.".
این پاسخ در جواب شما که پرسیده اید تا حالا کی بوده و کجا بوده این که دیگر تعصب کورکورانه نیست؟
 
نویسنده: علی
سه شنبه 15 آبان1386 ساعت: 23:39
سوال دیگرم اینست که شما به من تضمین می دهید که در اینده فرقه به نام خامنیست بوجود نمی اید؟

مهران عزیز و نازنین شما می گوید امام جانشینش اقای منتظری را بر کنار کرد و خامنه ای را اورد جلو
حالا سوال
چرا امام خمینی این اشتباه را بکند اول قبول کند بعد رد
و موارد دیگری هم هست که گفتند بازرگان مثل فرزند من است و پیرو ایشان باشند و همچنین به بنی صدر که حاج احمد اقای مرحوم پیام امام را می خواند گفتند که هر چی از دهن بنی صدر خارج شود مثل اینست که از دهان من خارج شده

خدای نکرده فکر نکنید بی احترامی به امام است
بلکه حقیقت است و مطالب دیگری هم هست

پس چرا بازرگان و مصدق اینطور شد؟
پس گفته شما بی اساس است چون سند هم نداری اگر داری به ما هم نشان بده

بعد اینکه به روباه می گویند شاهدت کیه روباه می گوید من که دم ندارم

مهران عزیز این رفسنجانی چی دارد که شما به او استناد می کنید
اگر هاشمی لقمه حرام به خانه نبرده بود پسرش 120 میلیارد تومان از شل فرانسه رشوه نمی گرفت
و به قولی این هاشمی 2005 در انتخابات واقعا گند زد با تبلیغاتش با دختران بد حجاب و با فیلم های مسخره و بازی شده برای تبلیغاتش
ایا هاشمی 2005 ارزش سند اوردن دارد؟
اگر بگویم خدمت کرده برای نظام بله بوش هم برای نظامش خدمت کرده
مهم کارنامه است

نویسنده: مدیر وبلاگ
چهارشنبه 16 آبان1386 ساعت: 5:48
سلام علی آقا جواب سوالات من را نفرمودید ؟
اینکه شما معتقد به صلاحیت رهبر برای ادامه کار هستید یا نه قراری که از اول داشتیم و قراربود از آن صحبت کنیم و قرار شد انتقادات خود را از عملکرد ایشان بفرمایید .اینکه خامنیست شکل می گیرد یا نه چه ربطی به موضوع دارد ؟

نویسنده: مهران
چهارشنبه 16 آبان1386 ساعت: 6:35
سلام بر علی آقا
البته که امام هم میتوانسته درباره افراد اشتباه کند و در وصیتنامه خود هم جواب امروز شما را داده است :
من‌ در طول‌ مدت‌ نهضت‌ و انقلاب‌ به‌ واسطة‌ سالوسي‌ و اسلام‌ نمايي‌ بعضي
افراد ذكري‌ از آنان‌ كرده‌ و تمجيدي‌ نموده‌ام
كه‌ بعد فهميدم‌ از دغلبازي‌ آنان‌ اغفال‌ شده‌ام‌
‌، .آن تمجيدها در حالي‌ بود كه‌ خود را به‌ جمهوري‌ اسلامي‌ متعهد و وفادار مي‌نماياندند، و نبايد از آن‌ مسائل‌ سو ء استفاده‌ شود. و ميزان‌ در هر كس‌ حال‌ فعلي‌ او است‌.اما توجه کنید که بنی صدر تنها چند ماه رئیس جمهور ماند و خیانتش بر همه آشکار و فراری شدعمر دولت موقت بازرگان هم کمتر از یک سال بود و نتوانست طبق اندیشه های امام و مردم
عمل نماید . ساده لوحی آیت الله منتظری و تاثیر ایشان از جریانات ضد انقلاب هم خیلی زود آشکار گردید . اما حاصل ده سال همراهی امام و آیت الله خامنه ای در دوران بعد از انقلاب این می شود:
یک نفر را مثل آقاى خامنه ‌ای پیدا کنید که متعهد به اسلام باشد و خدمتگزار و بناى قلبى اش بر این باشد که به این ملت خدمت کند پیدا نمى کنـید، ایشان را من سال هاى طولانى مى شناسم
شما که سند می خواهید این کلام امام درباره رهبرکنونی انقلاب را که بعد از سالها شناخت ازایشان است رد میکنید ؟
و شما که مدعی عقل گرایی هستید اگر نگاهی به زمان امام بیاندازید می بینید که در اطراف ایشان کسی قابل اعتماد تر از
آیت الله خامنه ای نبوده که به عنوان لایق رهبری معرفی کنند .
وکلام پایانی امام در وصیتنامه خود این است : میزان در هر کس حال فعلی اوست .اگر درباره حال فعلی رهبر و عملکرد او
انتقادی دارید بفرمایید تا پاسخ بگیرید.



نویسنده: مهران
چهارشنبه 16 آبان1386 ساعت: 6:36
و شما که جز سند نمی پذیرید سند خود را از رشوه گیری پسر هاشمی رو نمایید
تا درباره لقمه حرامی که به سفره نهاده تصمیم بگیریم .
شما در کلام خود به راحتی انهام می زنید و توهین می کنید و تحت تاثیر تبلیغاتی چون هاشمی 2005 قرار میگیرید ومدعی عقل گرایی هستید ؟
واقعا مقایسه مسئولین با افرادی چون جرج بوش و ندیده گرفتن خدمات یک فرد
انصاف است ؟ اگر اشتباهاتی هم داشته که قطعا داشته آیا باید بر همه اعمال او خط بطلان کشید؟و یک مطلب از گند زدن در انتخابات . همین هاشمی با در میان نهادن آبروی چند ساله خود و خریدن همه تهمتها و افتراها با حضور خود در انتخابات میزان مشارکت مردم در انتخابات را به میزان بالایی افزایش دادبعضی که طرفدار او بودند و بعضی هم فقط برای رئیس جمهور نشدن او به احمدی نژاد رای دادند؟
باز میگویی این هاشمی چی دارد ؟ من می گویم قدرت افزودن مشارکت 30 درصدی مردم در انتخابات را

نویسنده: علی
چهارشنبه 16 آبان1386 ساعت: 23:43
سلام به همه عزیزان و مدیریت گرامی
مدیر گرامی وبلاگ :
شما مطلب را نمی گیرید و یا ..........
از شما تقاضا دارم موضوع را از مسیرش منحرف نکنید
شما به من تهمت می زنید که من از بحث خارج شدم و سوالی غیر از بحث می کنم
ولی خودتان به طرز خیلی مخملی بحث را عوض می کنید و ادعا هم دارید

بزرگوار شما تا الان متوجه مطالب من شده اید یا نه؟
فکر می کنم نه


من کجا گفتم ایشان خانه نشین شود؟
من کجا گفتم ایشان را بندازیم دور

خواهشن خودتان بحث را قمر در عقرب نکنید

من گفتم که رهبر را باید پیروی کرد و در موقع نیازش واجب است ولی گفتم که انتقاد هم باشد و انتقاد هم سازنده است برای معظم له و گفتم که قصور از طرف ایشان عین بی کفایتی است و معظم له مسئول است در قبال عملکرد ها


حالا خدایش این سوالی که کردی فکر نمی کنه خیلی عجیب باشد؟
وخیلی هم با ذوق و شوق می پرسی؟
من جوابم را تو نوشته هام گفتم
حالا نمی دونم چرا متوجه نشدی


در در باره خامنیست باید بگم که خیلی هم ربط دارد چون همین تعصبات است که منجر به پیدایش اش می شود !!! یکی از هزاران نمونه حکمتیسم است

شما بزرگوار هم به سوالات من جواب ندادید
ایا انتقاد از رهبری بد است؟؟؟؟؟
لطفا شایستگی های رهبر را برایم بگوید؟
و بگویید ایشان چه گلی به سر زده اند که هیچ کس دیگر در جهان قادر به انجامش نبود
یا کارهای ایشان منحصر به فرد است و یا فدائیانش بزرگش کردند؟

با تشکر از شما دوست گرامی

نویسنده: علی
پنجشنبه 17 آبان1386 ساعت: 0:10
با سلام به همه و مهران عزیز
مهران نازنین شما هم متاسفانه مدعی خامنه گرا هستید
دوست عزیز و نازنین شما خیلی به موضوع بد نگاه می کنید
و برداشت شما عقلائی نیست
من گفتم باید پیرو باشیم و نه با تعصب
خدایش یک سوال دارم فکر کن اگر اقای خامنه ای دام برکاته در این انقلاب نبود ایا شما فکر می کردید این نظام بعد از اقا(خمینی ) نابود می شد؟
و اگر هم کسی دیگری بود بعد از اقا فکر نمی کردی که شاید و حتی نسبی اوضاع بهتر می شد؟
شما از روی تعصب به قضیه نگاه می کنید و حتی انتقاد هم برای ایشان قبول ندارید
و در رابطه با شایستگی
این سوال دوم : شما رهبر را شایسته می دانید و یکی از این موارد بیت المال است و ایشان بی تفاوت از کنارش رد می شود /// در حالی که کسی که خلافت مسلیمن را دارد باید پیرو خلافت علی باشد و حتی شما خامنه ای را با ایشان کمی هم شبیه می دانید در بعضی رفتار هایتان و شعارهایتان معلوم است
و امام علی بیت المال برایش خیلی مهم بود در نهج البلاغه موارد زیاد است
نمونه بارزش اینکه یکی از حکمرانانش در یکی از شهر ها که به منزل فرد پول داری دعوت شده بود و غذای چرب خورده بود/بین علی چی براش نوشته

و رهبر در قبال نفت که بیت المال است وظیفه دارد
حالا شما برام بگوید از زمان قاچار تا پهلوی چقدر نفت فروخته شده و سودش چقدر است و همچنین بگوید از 57 تا الان چقدر نفت فروخته شده و پولش چقدر است و این پول که عدد نجومی است کجا مصرف شده
این بابا محمود هم گفته در امد حاصل از جیره بندی تا پایان همین امسال سه و نیم تریلیون است
این پول ها کجا میرود
پرتغال فروش را پیدا کنید


در رابطه با اقای 2005 بگم که شما اطلاعاتتان کم است و تقاضا دارم شما اطلاعاتتان را فقط در چهاردیواری صدا و سیمای ایران بند نکنید بلکه فراتر از مرزها بروید که حدیث از انجیل هم در این رابطه اوردم
جدا فکر نمی کنی این طرفداری شما از 2005 خنده دار است
درود بر سیاهی لشگر2005
نویسنده: علی
پنجشنبه 17 آبان1386 ساعت: 0:16
مدیریت گرامی این سوال هم هست
گفتید اقای خامنه ای معصوم نیست !
پس خطا دارد ایا ایشان تا بحال به خطائی اقرار کردند
و شما هیبت و قدرت ایشان در نظام را چند درصد می گوید؟

نویسنده: مدیر وبلاگ
پنجشنبه 17 آبان1386 ساعت: 6:11
سلام علی آقا
برای چندمین بار می گویم انتقاد منصفانه از رهبری مورد تایید رهبر من و هر عقل سلیمی است اما شما مدعی بی کفایتی ایشان هستید پس باید
قصور های رهبر را یکی یکی بفرمایید تا پاسخ بگیرید
اینکه بنده به ذکر فضائل ایشان بپردازم متهم به تعصب کور و .. از جانب شما میشوم
و این جمله قصور نشانه بی کفایتی است را یکبار دیگر مرور کنید آیا واقعا این جمله را درست می دانید قصور زمانی نشانه بی کفایتی است که هر روز و در امور مهم و حساس و خطیر رخ دهد نه هر قصوری را نشانه بی کفایتی اعلام کنیم .
علی آقا شما که مدعی قصور ایشان هستید مصداقها را روشن بفرمایید .

نویسنده: مهران
پنجشنبه 17 آبان1386 ساعت: 20:54
سلام بر علی آقا
من از شما سند خواستم اما شما مرا متهم به سیاهی لشکر می نمایید
شما که اطلاعاتتان بیشتر است لطفا ما را هم در جریان مستند آن قرار دهید و الا تکرار هر حرف دیگران مطلع بودن معنا نمی دهد
ما هرگز معتقد نیستیم که بقای نظام مرهون رهبری آقای خامنه ای است اما حالا که
ایشان رهبر هستند درباره آن انصاف داریم و درباره وضع موجود حاضر به مباحثه هستیم
خیلی واضح می گویم که انتقاد منصفانه از رهبری پذیرفته است
اما درباره پول نفت :
فقط درآمد را بدون توجه به مخارج هنگفت در نظر گرفتن انصاف نیست
نه ما رقم فروش دقیق نفت را می دانیم نه میزان مخارجی که اداره کشور و طرحهای مختلف داشته است .
اگر شما مبالغ دقیقی دارید و مبلغی را گم شده می دانید که رهبر در مقابل آن سکوت نموده بفرمایید تا پس از اینکه سازمانهای نظارتی و مجلس را بی تقصیر یافتیم
سراغ عملکرد رهبر برویم و این را گناه او بدانیم آیاقرار است این مملکت پهناور با جمعیت 70 میلیونی را یک نفر اداره کند؟؟
اما درباره پولی که رئیس جمهور گفته البته که ممکن است مبالغی پایین و بالا بشود اما عمده مبلغ باید صرف طرحهای عمرانی شود که میشود آن شریط آرمانی که شما منتظرش هستید فقط در عصر ظهور امام عصر با زحمات بسیار تحقق خواهد یافت
.

نویسنده: علی
پنجشنبه 17 آبان1386 ساعت: 23:48
سلام به مدیریت محترم و گرامی ( اسم مبارکتان چیست ؟)
مدیریت عزیز / به نظر من قصور ایشان مصدر بی کفایتی شان است

در رابطه شایستگی ایشان شکی نیست ولی باید انتقاد کرد و من از اول هم گفتم انتقاد منصفانه کرد و بدون تعصب بحث کرد
من از اول هم گفتم که خدا کند من اشتباه کنم و شما منو روشن کنید و گفتم که از ایشان انتقاد دارم و شما تازه به اصل بحث اشاره دوباره می کنید

مدیریت محترم و گرامی و عزیز تقاضا می کنم در مطالب دقت داشته باشید

خاطره :
منزل اقای خامنه ای در خیابان خسروی نو بعد از بازار سرشور کوچه ای است به نام
کوچه خامنه ای که از حاشیه خیابان در حدود چند قدم دور تر دست چپ یک عقب رفتگی است که جنب ان یک کوچه یک و نیم متری است . در سر نبش همان کوچه و کوچه اصلی منزلی 60 الی 70 متری هست که خانه بسیار فرسوده و قدیمی است که منزل ایشان است و در سمت راست نمایشگاه فرش حاج احمد بزمی است و جنب همان خانه حسینیه اقای سید جواد خامنه ای پدر ایشان است
من چند سال پیش وقتی داشتم به منزل دوستم که در انتهای همان کوچه بود و صبح زود بود و هم روز اول عید نوروز / می رفتم, دیدم در همان خانه وسیله نقلیه ای پارک کرده و اقای خامنه ای از ان پیاده شدند و در حین پیاده شدن رفتم جلو و دستشون را گرفتم و سلام کردم واقعا فردی با چهر ه بشاش و خندان بودن و این خیلی برام خاطره بیاد ماندی شد
و اگر وقت کردم از اطراف و چهار گوشه منزل سابقشان عکس می گیرم و برایتان ایمیل می کنم و خالی از لطف نیست اگر در وبلاگتان بگذارید
اگر شما اجازه بدید این کارو می کنم
____________________________________
در رابطه با بحثمان / شما هیبت و قدرت ایشان در نظام را چند درصد می گوید؟

و اینکه فهرست کامل از شایستگی هائی که فقط منحصر به فرد بوده و ایشان انجام دادن را نام ببرید تا برای من هم این مسئله روشن شود که ایشان چه کارهای برای نظام انجام دادن که هیچ کس به غیر از ایشان قادر به انجامش نبوده

باتشکر از مدیریت

نویسنده: علی
جمعه 18 آبان1386 ساعت: 0:31
سلام به مهران عزیز
نازنین یه کمی به مطلبم توجه کن
من منظورم شما نبودید بلکه نظر به نوشته خودتان است و من این تعبیر را به اقای هاشمی زدم که از مطلب شما این برداشت شد که ایشان سیاهی لشکری در انتخابات بوده
و تقاضا دارم به رسانه های ایران بسنده کنید چون این خبری نیست که کسی نشنیده باشد

نویسنده: علی
جمعه 18 آبان1386 ساعت: 0:35
در ربطه با فروش نفت تحقیق کنی متوجه می شود و در رابطه با خرج کردنشان باشما موافقم و مشکل همینجاست که کجا خرج میشه
من بیشترین اصرارم روی اختلاس ها و حیف و میل شدن بیت المال است و به سیاست خارجی ایران کار ندارم که به سید حسن نصر ا... ( غیرت عرب) کمک می کند
و من هم موافق کمک به این قهرمان و بزرگوار هستم
ولی پولی که در ایران خرج می شود را چه کسانی مسئولیتش را دارند
ایا بیت المال به رهبر ربط ندارد؟

نویسنده: مدیر وبلاگ
جمعه 18 آبان1386 ساعت: 9:11
سلام علی آقاو شب بخیر .
در وصیتنامه امام چنین آمده :
و از ملت‌ اميدوارم‌ كه‌ عذرم‌ را در كوتاهيها و قصور و تقصيرها بپذيرند. و با قدرت‌ و تصميم‌ اراده‌ به‌ پيش‌ روند و بدانند كه‌ با رفتن‌ يك‌ خدمتگزار در
سدّ آهنين‌ ملت‌ خللي‌ حاصل‌ نخواهد شد كه‌ خدمتگزاران‌ بالا و والاتر در خدمتند،
آیا اینکه امام به کوتاهی خود و قصور خود معترف است نشانه بی کفایتی است ؟
هر شخصی مخصوصا در مسئولیت های خطیر چون رهبری دارای اشتباهات است
اما آنچه مهم است برآیند عملکرد آن فرد و تاثیر مثبت در جهت منافع ملی است
درباره امام چنین بود درباره رهبر هم اعتقاد من این است که حرکت رو به جلو ودر جهت پیشرفت است .اما هرگز معتقد نیستم اگر آقای خامنه ای نبود همه چیز متوقف میماند به هر حال اوضاع با شدت و ضعفی در امور مختلف دنبال می شد
اما مهم این است که در شرایط بحرانی و بسیار خطیر رحلت امام کسانی که وظیفه
انتخاب جانشین ایشان را داشتند علیرغم بحث بسیار بر روی شورای رهبری به انتخاب
آقای خامنه ای برای قبول این مسئولیت دشوار رای دادند و ایشان هم با قبول تکلیف
به گفته خود با اتکا به آیه قرآنی که در آن به پذیرش با قدرت مسئولیت امر شده
قبول مسئولیت رهبری کشور را نموده اند .
و هیچ کس در هیچ مسئولیتی نمیتواند ادعا کند اگر من نبودم هیچ کس پیدا نمی شد امور را به پیش ببرد پس باید همه خدمات را زیر سوال برد . رهبری هم فردی است با مسئولیتهای مهمتر نه بیشتر که در انجام آنها باید به بهترین نحو عمل کند .
حالا سوال شما این باید باشد که آیا ایشان در انجام وظایفش به خوبی عمل کرده یا نه ؟
پاسخ ما روشن است : بله
اگر شما مطالعه کرده و موردی یافته اید که ایشان را بی کفایت می دانید بفرمایید تا پاسخگو باشیم والا در هر محکمه ای اصل بر صحت و برائت است مگر خلافش ثابت شود
باز هم مجبورم تکرار کنم که شما اصرار بر انتقاد پذیری رهبر دارید که ما از ابتدا پذیرفتیم حالا انتقادات خود را بفرمایید
 
نویسنده: علی
جمعه 18 آبان1386 ساعت: 23:44
با سلام به مدیریت گرامی
جناب در رابطه با مطالب من کمی دقت به خرج بدهید
من سوال کردم و برای دومین بار
ولی شما متوجه نشدید الان هم برای سومین بار می پرسم

در رابطه با بحثمان / شما هیبت و قدرت ایشان در نظام را چند درصد می گوید؟

و اینکه فهرست کامل از شایستگی هائی که فقط منحصر به فرد بوده و ایشان انجام دادن را نام ببرید تا برای من هم این مسئله روشن شود که ایشان چه کارهای برای نظام انجام دادن که هیچ کس به غیر از ایشان قادر به انجامش نبوده

باتشکر از مدیریت

نویسنده: مدیر وبلاگ
شنبه 19 آبان1386 ساعت: 6:36
با سلام به علی آقا
حقیر به هیچ عنوان به دنبال بیان ویژگیهای منحصر بفرد ایشان در اثبات شایستگی بزای مقام رهبری نیستم و اصلا آن را لازم نمی دانم تنها معتقدم در انجام وظایف خطیر رهبری به بهترین نحو عمل کرده و می کنند حتی قبول دارم شاید هر کس دیگری هم جای ایشان بود می توانست چنین عمل کند زیرا او هم منتخب خبرگان ملت بود و تا توانایی نداشت به رهبری انتخاب نمی شد اما باید توجه کرد که رهبری ایشان یک امر تحقق یافته است و انجام این وظایف توسط شخصی دیگر احتمال است و واقع نشده . به بخشی که از وصیتنامه امام آورده ام توجه کنید :

و بدانند كه‌ با رفتن‌ يك‌ خدمتگزار در سدّ آهنين‌ ملت‌ خللي‌ حاصل‌ نخواهد شد
كه‌ خدمتگزاران‌ بالا و والاتر در خدمتند،

حتی برای خود نقش منحصر بفردی قائل نیست پس نشانه بی ارزش بودن خدمات یا خدای نکرده بی کفایتی است ؟
حالا اصرار شما برای اعتراف بنده به شایستگی های خاص رهبر برای چیست ؟
و درباره درصد هیبت و قدرت معتقدم که به اندازه اقتدار یک رهبر جامعه اسلامی
برای انجام وظایف مشخص در قانون اساسی
کافی هست اما شما اگر معتقد به خلاف این هستید باید آن را با مصداق روشن
بیان فرمایید و توجه کنید که هیبت رهبری به معنای دخالت در همه چیز و تغییر هر
امر خارج از وظایف نیست زیرا آن دیگر معنی دیکتاتوری خواهد گرفت

نویسنده: مهران
شنبه 19 آبان1386 ساعت: 16:46
علی آقای محترم سلام
شما اصرار به بازگویی ویژگیهای خاص رهبری دارید اما در مقابل ویژگی خاصی چون سابقه ایشان در مناصب حساس از بدو انقلاب تاکنون فیدل کاسترو را هم دارای سابقه می دانید و به راحتی این امتیاز را بی ارزش میدانید یا در مقابل اعتماد امام به شخص آیت الله خامنه ای به هاشمی رفسنجانی القاب گوناگون می دهید
در حالیکه در آن جلسه کسان دیگری از جمله آیت الله موسوی اردبیلی و مرحوم احمد آقا خمینی هم بوده اند که آن راتایید کرده اند آنها هم 2005 و مال حرام خور بوده اند ؟

نویسنده: مهران
شنبه 19 آبان1386 ساعت: 16:59
و به این مطالب هم توجه کنید و مال حرام خورها را پیدا کنید:
حضرت امام در چند نوبت تصريح به رهبري حضرت آيت الله خامنه اي ـ مد ظله ـ , بعد از خود كردند:
مرحوم حاج احمد آقا (فرزند امام) نقل كرد:
«هنگامي كه حضرت آيت الله خامنه اي به كره شمالي سفر كرده بود, امام گزارش هاي آن سفر را از تلويزيون مي ديدند, آن منظره ديدار از كره, استقبال مردم, و سخنرانيها و مذاكرات ايشان در آن سفر, خيلي برايشان جالب بود, فرمودند: «الحق ايشان (آقاي خامنه اي) شايستگي رهبري را دارند».[7]
حضرت حجت الاسلام و المسلمين هاشمي رفسنجاني فرمود:
«در جلسه اي با حضور سران سه قوه (كه در آن عصر عبارت بودند از آيت الله خامنه اي, و آقايان هاشمي رفسنجاني و موسوي اردبيلي) در محضر امام بوديم, آقاي حاج احمد آقا و ميرحسين موسوي نخست وزير وقت نيز بودند, صحبت از اين به ميان آمد كه بعد از رحلت امام, ما مشكل داريم, زيرا ممكن است خلأ رهبري پيش آيد, امام فرمودند: «خلأ رهبري پيش نمي آيد, و شما آدم داريد». گفته شد: چه كسي؟ امام (اشاره به آقاي خامنه اي كرد و) فرمود: «اين آقاي خامنه اي».
و نيز فرمودند:
«من به طور خصوصي به حضور امام رسيدم, مقداري روي بازتري داشتم و مطالب را بي پرده مي گفتم, در مورد قائم مقامي رهبر و مشكلاتي كه پيدا مي شود صحبت كردم, باز ايشان با صراحت گفتند: «شما در بن بست نخواهيد بود, چنين فردي (آيت الله خامنه اي) در ميان شما است, چرا خودتان نمي دانيد».[8]
.[9] از گفتني ها ـ براي تقويت ايمان ـ اين كه طبق خبر موثق, حضرت آيت الله العظمي محمدتقي بهجت ـ مد ظله ـ در آستانه رحلت امام خميني ـ قدس سره ـ در عالم خواب, مجلس باشكوهي پر از جمعيت را ديدند كه حاضران منتظر امام بودند تا بيايد و سخنراني كند, ناگاه ديدند امام همراه آيت الله خامنه اي ـ مد ظله ـ وارد مجلس شدند, امام به آقاي خامنه اي اصرار كرد كه شما به جاي من سخنراني كنيد, سرانجام حضرت آيت الله خامنه اي سخنراني نمودند.
آنگاه حضرت آيت الله العظمي بهجت براي آيت الله خامنه اي چنين پيام دادند: «مطابق اين رؤيا شما رهبر مي شويد, و موفق خواهيد شد».

محمد محمدي اشتهاردي- كتاب ولايت فقيه،

نویسنده: علی
شنبه 19 آبان1386 ساعت: 23:10
با سلام به مدیریت گرامی و محترم
دوست عزیز دوباره تشکر می کنم که به سوالاتم جواب می دهید
نتیجه / پس رهبر وظایفش کار معمول هر رهبر دیگری بوده / و شما می گوید که ایشان در وظیفه اش موفق بوده ( خدا کند موفق بوده و موفق باشند)

در مورد اسرار من : فهمیدن نظر شما در همین رابطه/ و اینکه با جوی که فدائیان رهبر درست کرده انسان کمی شک می کند که نکند شما فقط با تعصب به رهبر پیرو و مطیع او هستید که در صورت متعصبی بودن فدائیان . هم رهبر رد می شود و هم فدائیان / خدارا شکر که این مهم را فهمیدم که شما فقط به عمل کرد ایشان توجه دارید ( به نظر من عالی است)

ولی در مورد موفق بودن هنوز شک دارم خدا کند شما بزرگوار من را روشن و مستفیذ فرماید تا من هم در مورد ایشان تصمیم درست بگیرم > ان شالله <

در رابطه با مسئولیت و هیبت و قدرت ایشان / می توانم هیبت و قدرت ایشان را در رابطه با قانون اساسی کشور قبول کنم
و حرف شما را می پذیرم ولی

ولی سوال دوباره بنده حقیر اینست شما هیبت و قدرت ایشان را از دید اسلام و خلافت اسلامی چه اندازه و چه قدر می گوید
واضح تر بگویم ایشان چه اندازه و چه مقدار از خود باید درایت و شجاعت نشان بدهد
( مهمتر از همه برای مسلمین)
لطفا جواب را خیلی شفاف و کلی بگوید
به قولی برای درک کردن نمیه پر لیوان باید حجم لیوان و نمیه خالی را هم حساب کرد تا درک درستی از نمیه پر داشته باشیم

بازم تشکر می کنم مدیریت گرامی بلاگ

نویسنده: علی
شنبه 19 آبان1386 ساعت: 23:30
سلام به مهران عزیز و نازنین
برادر عزیزم من / من رهبر را با فیدل کاسترو مقایسه نکردم
گفتم که اگر مبنا سابقه خدمت به مردم باشد ایشان از همه سابقه بیشتر دارند و من منظورم این نبود که بگم کاسترو شایستگی اش بیشتر از رهبر است
( جالب اینجاست وقتی پسر کاسترو به خانه امام امدند .گفتند پدرم ساده زیستی را باید از امام خمینی یاد بگیرد.../ واقعا کیف کردم)

مهران عزیز در خواندن مطالب دقت کن

مهران برادر عزیزم شما چرا تند می روید و به دنبال جو سازی هستید من گفتم هاشمی مال حرام خورده / و بعد از برداشت خودتان به من این وصله را می چسبانید که پس حاج احمد اقا و غیره ... هم مال حرام خور است؟
واقعا این مطلب به دور از انصاف بود که بگویید

اگر من گفتم 2005 مال حرام خورده به خاطر پسرش بوده و بس!!
پس بزرگوار این چه ربطی داشت به مجلس امام و کسانی که در بیتشان بوده !!!

در رابطه با اقای بهجت / من مقلد این بزرگوار هستم سعی می کنم که به دفتر ایشان زنگ بزنم و اصل ماجرا را از ایشان سوال کنم و اگر ایشان گفتند اری صحیح است بچشم من هم قبول می کنم
با تشکر از شما برادر عزیزم
یا علی

نویسنده: مدیر وبلاگ
یکشنبه 20 آبان1386 ساعت: 6:28
سلام بر علی آقا و شب بخیر
خوشحالم که از این جانب رفع اتهام تعصب و ... گردید حالا که به این موضوع پی برده اید باید بگویم هم رهبر و هم هر عقل سلیمی از این لفظ فدایی سید علی
اگر به معنی پیروی احساساتی و غیر منطقی باشد که هر نظر مخالفی را برنتابد
بیزارند فقط وقتی فدایی سید علی بودن ارزش دارد که با اعتقاد به حفظ اسلام و منافع ملی و استقلال کشور گوش به فرمان رهبر جامعه اسلامی باشد نه اینکه چون حرف سید علی است بروبرگرد ندارد و باید اجرا شود
و از شما تشکر می کنم که قانون اساسی را میثاق ملی می دانید که همه باید در چارچوب آن حرکت کنیم و می پذیرید که رهبر نیز حق اقدام در خارج از قانون اساسی را ندارد حالا تحت هر عنوانی باشد . اما درباره هیبت و قدرتی که باید داشته باشند البته که به طور شفاف می پذیرم وجهه ایشان در سرتاسر جامعه اسلامی متفاوت است در بسیاری جاها فرمان ایشان مطاع و در بعضی جاها نیز بی توجه اند که البته این بی توجهی در عمل است و در ظاهر همه مقام معظم رهبری و حضرت آقا از زبانشان نمی افتد اما پای عمل به تنها چیزی که توجه نمی کنند رهنمودهای رهبری است و اجازه می خواهم بار سراغ تاریخ برویم می بینیم که در صدر اسلام حتی زمان پیامبر و امام علی (ع) بعضی مسلمین گوش به فرمان نبودند و حکومت هم تا زمانی که آنان بر علیه اسلام حرکتی نمی کردند متعرض آنها نبود و تا آن جامعه آرمانی بسیار فاصله داریم که با ظهور حضرت حجت (عج) با تلاش فراوان تحقق خواهد یافت . اما در بین عموم مردم مشخص است که اقتدار یک رهبر اسلامی را دارند وحتی مخالفین نیز با دیدن ایشان در بین خود احساس احترام و
ادب می نمایند و گاهی از شور مردم نسبت به ایشان تاثیر می گیرند .

نویسنده: مدیر وبلاگ
یکشنبه 20 آبان1386 ساعت: 7:14
و درباره درایت و شجاعت ایشان اولین اولویت حفظ اسلام و منافع ملی است
و از شما درباره کاربرد این دو واژه پر معنی متشکرم زیرا پاسخ را آسان می کند:
اگر در زندگی شخصی خود هم دقت کنیم گاهی لازم می شود برای حفظ منفعت دراز مدت خانوادگی از یک حقوق روشن خویش بنا به دلایل گوناگون بگذریم تا آسایش آینده ما دچار مشکل نشود اینجا درایت به خرج داده ایم حتی اگر به ظاهر شجاعت را کنار گذاشته ایم اما در واقع شجاعت هم داشته ایم که از منافع زود گذر چشم پوشیدیم زخم زبانها را به جان خدیده ایم و به آینده ای که شاید خود ما هم آن را نبینیم و متعلق به نوادگان ما باشد توجه کرده ایم .
حالا این مثال در مقیاس بسیار بزرگتر و با خطرات بسیار بیشتر برای رهبر یک جامعه
اسلامی صدق می کند . کشوری منادی اسلام ناب و عدالت و استقلال از سلطه جویان و ظلم ستیز در جهان مطرح است و دشمنان در کمین کوچکترین نقطه ضعف هستند . حالا رهبر این جامعه
هر حرف و تصمیم خود را در معرض این میدان رقابت نابرابر تبلیغاتی می بیند شما هم می پذیرید که مجاز به هر حرف و عملی نیست که اساس دینداری ملت و استقلال خواهی آنان را زیر سوال ببرد و بسیاری امور را باید پنهان از این دیدگان حریص و مداخله جو سامان داد مثلا ممکن است یک مسول طراز اول مفاسد اقتصادی داشته و یا متمایل به بیگانه باشد که شجاعت حکم می کند به طور آشکار
معرفی و رسوا شوند اما اساس دینداری عموم مردم و استقلال خواهی ملت را زیر سوال ببرد که بله فلان مسول جمهوری اسلامی نیز اینگونه ازکار در آمد و این اعتماد عمومی را نیز کاهش می دهد در اینجا هم قانون و هم انتظار ملی از درایت رهبری سامان امور به بهترین نحو است حتی گاهی مصلحت ملی در حفظ یک فرد برای مدتی در جایگاه خویش البته با نظارت و ایجاد فشار برای اصلاح خود یا زیر دستان است .
حالا با توجه به این مسائل که خود نیز از آن آگاه بودید باید عملکرد ایشان نقد شود

نویسنده: مدیر وبلاگ
یکشنبه 20 آبان1386 ساعت: 7:15
و گاهی نیز نیازمند حضور و اقدام علنی رهبر هستیم :
مجلس ششم نمونه خوبی است به گفته شخص آقای خاتمی مجلس ششم در راس امور نبود .
زمانیکه همین مجلس قصد داشت با تغییر قانون مطبوعات به هرکسی میدان یکه تازی و فریب افکار عمومی با حرفهای ظاهرا زیبای توخالی بدهد حکم حکومتی رهبری خطاب به آقای کروبی که در صحن مجلس خوانده شد آن را از دستور کار مجلس خارج نمود . و قبل از آن هم علنا در خطبه های نماز جمعه به روزنامه های زنجیره ای اشاره و از قوه قضاییه خواستند که : ببینید اینها چه از جان مردم می حواهند؟
و بلافاصله با برخورد هر چند انتقاد آمیز قوه قضاییه با برخی مطبوعات مواجه شدیم که قدری از التهاب جامعه کاست و تمرکز را از میتینگ و سخن پراکنی های احساساتی به تلاش برای پیشرفت کشور معطوف کرد . یا در انتخابات نهم بعد از رد صلاحیت دکتر معین توسط شورای نگهبان ایشان و آقای مهر علیزاده با درخواست رهبری مورد تایید و در معرض انتخاب ملت قرار گرفتند .
از اطاله کلام پوزش می طلبم

نویسنده: علی
دوشنبه 21 آبان1386 ساعت: 0:23
سلام به مدیریت محترم وبلاگ
دوباره تشکر می کنم
مطالبتان واقعا عالی و دلچسب بود
بنده حقیر چند بی توجهی ایشان را در اینده متذکر می شوم ان شالله از حرفهای شما استفاده می کنم

در رابطه با اقتدار بیشتر چه نظری دارید
اقتدار ایشان در سالهای گذشته ؟(تحلیلی بر عمل کرد ایشان)
اقتدار ایشان در سالهای اینده؟
خلاصه و مفید نظرتان را بگوید

بازم ممنونم که وقتتون را به من می دهید

نویسنده: مدیر وبلاگ
دوشنبه 21 آبان1386 ساعت: 7:42
سلام و شب بخیر علی آقا
سلام علی آقا و شب بخیر
معلوم است که اقتدار رهبری هر چه بیشتر باشد به نفع کشور است اما همانطور که
قبلا عرض کردم این اقتدار باید در چارچوب قانون اساسی باشد و هر جا از این فراتر رود به نفع کشور نیست بررسی عملکرد ایشان در سالهای گذشته را باید با مطالعه کامل اوضاع و شرایط انجام داد و مورد به مورد پیش رفت هر جا سکوت و عملکرد به ظاهر ضعیفی دیده می شود باید کاملا موشکافی شود قطعا مواردی هست که رهبری می توانسته بهتر و پرتوان تر عمل کند که باید دلایل را با توجه به پیچیدگیهای
عالم سیاست و رهبری جامعه اسلامی بررسی نمود . جامعه اسلامی را به این دلیل ذکر نمودم که باید توجه کرد حفظ اسلام اولین اولویت است .
حتی از شخص رهبری هم سوال کنیم منکر این قضیه نخواهد بود که هر کسی حتی رهبر در بازنگری عملکرد خود به مواردی برمیخورد که به خود نمره خوبی نمی دهد
اما مهم این است که در مواقع خطیر به بهترین نحو عمل شده باشد .
مثلا درسال 77 چند گروه دانشجویی در دانشگاه تربیت مدرس
همراه با هم تصمیم به برگزاری میتینگ نموده بودند این فرصت خوبی برای فرصت طلبها بود تا بلوای بزرگی را بوجود آورند و دانشگاه را به آشوب بکشانند این تجربه در سالهای اول انقلاب شده بود
مراتب به بیت رهبری گزارش میشود و رهبری تصمیم به حضور در دانشگاه و جلوگیری از این موضوع می گیرد تصاویر تلویزیونی نشان می داد که دانشجویان تا پای صندلی رهبری نشسته بودند حتی کسانی که شاید در سخنان خود قصد انتقادهای بسیار تندی داشتند به ایشان نزدیک شده بودند در آنجا علت حضور خود را همین برگزاری همزمان دو میتینگ عنوان نمودند که اوضاع را ملتهب می نمود
و سودی هم نمی بخشید قطعا اگر آن زمان این کار انجام نمی شد کنترل
رخ دادهای بعدی بسیار پرهزینه و مشکل بود این از تجربه رهبری انجام گرفت
حالا ممکن است مواردی باشد که نیازمند این حضور بوده که علتهای عدم انجام آن باید بررسی شود و اگر به این نتیجه رسیدیم که راه عملکرد بهتری بوده قطعا هر انسان منصفی می پذیرد
 
ادامه دارد ....
نوشته شده توسط دوست در ساعت 8:58 | لینک  |